تبليغاتX
.:: brush ::.
 
.:: brush ::.
 
 
خبرهاو نمونه آثار گرافیک
 

امروز 16 فوریه (27 بهمن) روز پیروزی انقلاب کوباست. این انقلاب سرآغاز تحولات بزرگی در هنر گرافیک و پوستر این کشور شد.

تقریبا می‌شود گفت کوبا تا پیش از انقلاب 1979 چیزی به اسم هنر گرافیک نداشته و آنچه بیشتر رایج بوده ، کاربردهای روزانه و چاپی آن بوده است. با شروع انقلاب و تولید پوسترهای سیاسی ـ اجتماعی کم‌کم جایگاه پوستر و گرافیک در میان هنرمندان و مردم این کشور شناخته شد.
در 1959 انقلابیون حکومت باتیستا را سرنگون کردند. ‌آنها گرایش‌های چپ داشتند و از تجربه پوسترهای انقلابی ـ سیاسی روس‌ها با خبر بودند. دو سال پس از انقلاب ، کاسترو در دیدار با هنرمندان و روشنفکران از آنها خواست آثار "خوب ، مفید و زیبا" ارائه کنند. او گفته بود:" اگر نویسنده یا هنرمندی انقلابی نباشد ، باز هم آزادی عمل در بیان مطالب خود خواهد داشت ، اما حاکمیت ، خلاقیت آنها را از منظر انقلاب ارزش‌گذاری می‌کند".

این شد که "سازمان اتحاد با آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین" را تاسیس کردند و این سازمان متولی طراحی و چاپ پوسترهای سیاسی و ضد امپریالیستی به زبان‌های انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیولی و حتی عربی شد. فلیکس بلتران (Felix Beltran) هم بعنوان مدیر هنری این سازمان منصوب شد. او سال‌ها در نیویورک در زمینه تبلیغات فعالیت داشته است. بلتران تحت تاثیر سبک‌های آن زمان آمریکا از جمله پاپ‌آرت و استودیوی پوش‌پین بود. طراحان انقلابی کوبا پشتوانه گرافیکی برای ارائه آثارشان نداشتند و به همین جهت از سبک‌های دیگر تاثیر گرفتند. یکی همین مکتب نیویورک و استودیوی پوش‌پین بود. یکی دیگر هم مکتب لهستان بود. آنها موفقیت‌های جهانی طراحان لهستانی را می‌دیدند و دوست داشتند مثل آنها ، خود و انقلاب‌شان را مطرح کنند. از آنجایی که لهستان هم جزو کشورهای دوست و چپ محسوب می‌شد ، طراحان کوبایی به سبک و سیاق لهستانی‌ها متمایل شدند. بنابراین پوسترهای انقلابی کوبایی‌ها بیشتر تحت تاثیر این دو شیوه قرار گرفت.

"ارنستو چه گوارا " یکی از رهبران انقلاب کوبا بود که پس از پیروزی انقلاب به بولیوی رفت تا به چریک‌های مبارز آنجا هم کمک کند. "چه" شخصیتی فراملی داشت و در سراسر جهان بعنوان ناجی و مبارزی شناخته شد که زندگی خود را وقف آزادی مردم ستمدیده از امپریالیسم کرده است. وقتی "چه" در جنگل‌های بولیوی کشته شد ، فرصت خوبی برای طراحان کوبایی پیش آمد تا از عکس معروفی که "کوردا" عکاس کوبایی در مارس 1960 از "چه" انداخته بود ، استفاده کنند. ستاره قرمز ، کلاه بره ، ریش و موهای پریشان "چه" آنقدر قدرت بصری داشت تا پلان اول صدها و بلکه هزاران پوستر و تصویرسازی قرار گیرد. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم یکی از عوامل جهانی شدن پوسترهای انقلابی کوبایی‌ها ، "چه" و پوسترهای "چه" بود.

از آن پس ، این نشان "چه" لازمه تصویری هر حرکت انقلابی در هر کجای جهان شد. از جمله در انقلاب بهمن 57. مسعود بهنود در یادداشتی که بهمن سال گذشته برای ویژه‌نامه روزنامه شرق نوشت ، آورده بود: ". . . مرتضى ممیز با شاگردانش هم‌صدا بود و نشانه‌ها را نشان مى‌كرد. آیدین آغداشلو در آن هیاهو هم دمى نبود كه نگران خط‌ها و نقش‌ها و نشان‌ها نباشد. این هر دو مانده بودند كه شاگردان‌شان چرا این همه مشت مى‌كشند ، چرا نقش‌هاى دیوارى آمریكاى لاتین دارد این همه تكرار مى‌شود ، با آن همه نقش و نشان زیباى خودى كه در تاریخ هنر هست. آرى مشت بود كه همراه كلاشینكف در نقش‌ها و نشانه‌ها بر دیوار شهرها تكرار مى‌شد .

                                        

این پوستر را النا سرانو (Elena Serrano) گرافیست کوبایی طراحی کرده که برخی منایع به تونی اوورا (Tony Evora) سردبیر نشریه‌ای که این پوستر را منتشر کرد ، نسبت داده‌اند.

چند تا پوستر دیگه :

             

               

نقل از رسم .

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 22:39  توسط میلاد شاهجانی  | 

نمایشگاه پوستر گروه زیگ زاگ که پیش از این قرار بود با موضوع کودک از ۲۷ بهمن ماه در گالری تهران افتتاح گردد با تاخیری  ۵ ماهه در تیر ماه سال آینده برگزار خواهد شد.
لازم به ذکر است این نمایشگاه پیش از این قرار بود از ۲۷ بهمن تا ۱۰ اسفند ماه برگزار گردد که به ۲۳ تیرماه موکول گردید.
همچنین علت تاخیر در برگزاری این نمایشگاه بروز برخی ناهماهنگی ها از جانب نگارخانه تهران ذکر شده است.

                          

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 22:32  توسط میلاد شاهجانی  | 
 نمایشگاه کشو: خرده ریزهای تصویری «چارگوش» در نگارخانه لاله تهران برگزار می شود. در این نمایشگاه ۲۴۰ اثر از بهراد جوانبخت، ایمان راد، مریم عنایتی و فرهاد فزونی به نمایش گذاشته خواهد شد.

آثار این نمایشگاه مجموعه متنوعی است از خرده ریزهای تصویری اعضای گروه مانند اتودها، یادداشت ها، عکس، تصویرسازی و تایپوگرافی برای آثار گرافیک و جزئیاتی که در جریان شکل گرفتن یک اثر گرافیک، از مرحله سفارش تا نهایی شدن، خلق می شوند.

آثار اعضای گروه چارگوش تاکنون در نمایشگاه های گروهی متعدد در ایران و خارج از ایران از جمله در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند، لهستان، چک، روسیه، ژاپن، چین، تایوان، کره، امارات و ... به نمایش گذاشته شده و در نشریات گوناگونی از جمله Etaps, Typo, ۲+۳D, Novum, Print, IdN, New Graphic, pingmag, Gallerie و ... به چاپ رسیده است. 

کشو
خرده ریزهای تصویری «چارگوش»

بهراد جوانبخت/ ایمان راد/ مریم عنایتی/ فرهاد فزونی

گشایش: شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۸۵، ۱۶ تا ۲۰

نمایشگاه تا سوم اسفند دایر خواهد بود.

ساعات بازدید: ۹ تا ۱۳/ ۱۵ تا ۱۹

نگارخانه ی لاله: تهران، خیابان فاطمی، ضلع شمالی پارک لاله/ تلفن: ۸۸۹۶۰۴۹۲
 
                                      
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 11:12  توسط میلاد شاهجانی  | 

آثار پذیرفته شده برای نمایشگاه جایزه هنری کوشاتسکی اتریش مشخص شد. در این میان آثار 9 طراح ایرانی هم به مسابقه راه پیدا کرده است: حسین عبدالمحمدزاده ، احمد مطلایی ، مازیار زند ، مسعود آقایی ، شاهین افشاری ، مونا حکیمی ، نازنین تمدن ، آرمین سعیدنیا و علیرضا انوشفر.
فقط طراحان زیر 35 سال سن می‌توانستند در این مسابقه شرکت کنند. به سه طراح برگزیده این نمایشگاه سه جایزه 6000 ، 4000 و 2500 یورو اهدا می‌شود .

نقل از رسم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 11:6  توسط میلاد شاهجانی  | 

مطلب زیر تحلیلی هست بر پوستر جشنواره بیست و پنجم فجر که توسط مجید کاشانی برای روزنا ( خبرگزاری اعتماد ملی ) نوشته . مثل همیشه لینک مستقیم منبع در انتهای خبر هست .

شك نكنيد طراحي پوستر جشنواره فيلم فجر، شانسي است كه به راحتي نصيب هركس نمي‌شود. هر طراح گرافيكي دوست دارد آفريننده اعلا‌ن بزرگ‌ترين اتفاق فرهنگي - هنري كشورش باشد.
ابدا اغراق نيست اگر مدعي شوم جشنواره فيلم فجر به لحاظ حجم جمعيتي، تبليغاتي و مخاطبان، يكي از بزرگ‌ترين اتفاقات فرهنگي باشد كه در طول سال برگزار مي‌شود.
هر بار با نزديك شدن به ايام اين جشنواره، تلويزيون، روزنامه‌ها و مجلا‌ت دوشادوش سايت‌ها و وبلا‌گ‌ها حجم گسترده‌اي از اخبار و اطلا‌عات جشنواره را مخابره مي‌كنند. نام فيلم‌هايي كه به جشنواره رسيده يا نرسيده‌اند ميان علا‌قه‌مندان سينما تكرار مي‌شود و از آنجايي كه هنر سينما برخلا‌ف تئاتر، موسيقي و... با خوش‌شانسي خدا داده‌اش توانسته مورد اقبال عمومي قرار بگيرد، طيف وسيعي از مردم در اقشار متفاوت، چشم به جشنواره و آنچه در آن مي‌گذرد دوخته‌اند. به تناسب همين بذل‌توجه رسانه‌ها و مخاطبان، پوستر اين جشنواره هم از آن پوسترهاي خوش‌شانسي است كه بيش از همنوعانش به چشم مي‌آيد.
سينه ديوارها، پيشاني سينماها و آغوش دانشكده‌هاي هنري و غيرهنري و حتي گهگاه دستان گشوده مغازه‌ها و فروشگاه‌ها راحت‌تر از هميشه جايي را براي پوستر اين جشنواره اختصاص مي‌دهند و بعضي‌ها اين ميهمان قديمي را تا جشنواره سال بعد نگاه مي‌دارند. چه كارت‌ها و تيزرها و استندها كه تصوير اين پوستر را تكرار نمي‌كنند و چه سايت‌ها كه پرده از شمايل اين عشوه‌گر رعنا برنمي‌دارند و چه نگاه‌ها كه مردمك‌شان را به‌دنبال امضاي طراح به روي سطح براق پوستر نمي‌لغزانند.
گفته بودم كه طراحي اين پوستر شانسي است كه نصيب هركسي نمي‌شود. اگر اين جمله را در فضايي حرفه‌اي‌تر از آنچه بر گرافيك و مخاطبانش در ايران حاكم است نقل مي‌كردم، معني‌اش چنين مي‌شد: طراحي پوستر جشنواره فيلم فجر، به عنوان يكي از جدي‌ترين اتفاقات فرهنگي، شرايط ويژه‌اي را مي‌طلبد كه تنها مي‌توان در يك طراح تمام‌عيار، يك طراح حرفه‌اي كه به زير و بم سينما، گرافيك و مخاطبانش آگاه باشد پيدا كرد و اي كاش چنين مي‌بود اما معني آن جمله به واقع چيز ديگري است.
هيچكس منكر اين نيست كه رقابت، درصد عمده‌اي از كيفيت محصول را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. وقتي كه يك محصول، بي‌رقابت با هيچ رقيبي عرضه شود به هر صورت كه باشد از طرف مخاطبان پذيرفته مي‌شود و چاره‌اي جز اين نيست. هنگامي كه طراحي پوستر جشنواره فيلم فجر در طول چندين دوره پياپي به يك طراح، سفارش داده شود نتيجه‌اي بهتر از اين نخواهد داشت كه آن همه پوستر كه هر كدام مي‌توانستند اتفاقي بديع، با ايده و اجرايي منحصربه‌فرد وتاثيرگذار باشند تبديل به اعلا‌ن‌هايي شوند كه تنها صحنه‌اي را بازمي‌نمايند با رنگ‌ها و عناصر مشخص -گاه زيبا و گاه نازيبا- كه نسبت به سال قبل با مختصر تغييري آن هم فقط در شكل و نه در ايده به ويترين مي‌آيند.
شعارها، نام نوشته‌ها و تاريخ جشنواره تغيير مي‌كند. اما گل و مرغ و سيمرغ و ابر و اسليمي و كاشي و شكسته نستعليق و رنگ آبي، همانند هميشه بوده‌اند و انگار خواهند بود. روند چندين ساله طرح اين پوسترها، انگار قالبي را به وجود آورده كه حتي طراح ديگري كه بعد از 25 دوره گوي رقابت را از همكار كهنه‌كارش ربوده است و طراحي پوستر امسال را به او سپرده‌اند، ناخودآگاه در بند تقيد همان چارچوب مي‌افتد و باز آسمان همان است كه پيش از اين هم بود و اسليمي و گل و سنبل همان.
مثل اينكه سرنوشت محتوم اين پوستر، حتي اگر مانند امسال به مسابقه گذاشته شود همان سر و شكل آشنا است: پوسترهايي كه هر كدام براي خود فيلم بلندي‌اند و تا در مقابل‌شان ننشيني و آن همه جزئيات و موتيف‌ها و شكل‌ها و نوشته‌ها را به هم ربط ندهي سر از داستان‌شان درنمي‌آوري! پوسترهايي از همان رسته كه برخي <گرافيك دولتي> نامش نهاده‌اند.
كاش مي‌شد تا از اين فرصت كمياب يا فرصت‌هاي مشابهي چون <نمايشگاه كتاب> و <جشنواره تئاتر فجر> به نحو بهتري براي ارتقا و معرفي گرافيك جذاب و علمي امروزين به طيف بزرگ مخاطبيني كه به اين سادگي‌ها نگاه‌شان را به هر پوستري نمي‌اندازند، استفاده بهتري نمود. ‌
اي كاش به پتانسيل اين همه طراح گرافيك كه بسيارشان حرفي براي گرفتن دارند و بي‌شك مي‌توانند تحول بيافرينند و سليقه اجتماع را ارتقا ببخشند توجهي مي‌شد. اي كاش اين فرصت‌هاي مغتنم به سادگي از دست نرود تا عاقبتش بي‌اعتمادي سينماگران به طراحان گرافيك باشد و نتيجه‌اش همين پوسترهاي مبتذل فيلم‌هايي كه اكران مي‌شوند.
و در آخر اي كاش يك نفر شانه‌اي بر بال و دم آشفته آن سيمرغ آشناي جشنواره‌اي فيلم فجر مي‌كشيد يا لا‌اقل از روي اين پشت بام كه 25 سال است جا خوش كرده مي‌پراندش، بلكه جا براي ايده‌اي و پوستري و فضايي ديگرگونه باز شود.

نقل از روزنا .

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 13:50  توسط میلاد شاهجانی  | 

هر روز دانشجويي از دانشکده هاي هنري ما با عنوان شغلي «گرافيست» فارغ از تحصيل مي شود و با کمک photoshop و يک کم ذوق Freehand و البته دفتري شيک و آراسته مي تواند آدمي باشد «مهندس هنرمند» که هم دنيا را دارد و هم آخرت. بعد از مدتي اگر ور تجاري اش بچربد هر ماه دفتر را به شمال تهران نزديک تر مي کند و اگر ور فرهنگي اش سنگيني کند صبح تا شام دنبال فراخوان نمايشگاه هاي پوستر مي گردد و مدام کار ارسال مي کند تا اينکه يک روز بعد از ده ها بار فرستادن پوستر، اين پرنده خوشبختي روي شانه اش بنشيند و از گرافيک تجارتي يا به غلط مصطلح بازاري نجات پيدا کند.در يادداشت هاي متفاوتي که در اين سال ها راجع به گرافيک ايران خوانده ايم هر جا به خنسي خورده ايم، در بيشتر مواقع يقه انجمن طراحان گرافيک را گرفته ايم و کمتر پيش آمده که از ضعف هاي فردي گرافيست ايراني حرفي بزنيم، هرجا هم حرف و حديثي شد تصوير بزرگترها که انگشت اشاره را بر دماغ مبارک (به علامت سکوت) قرار مي دادند مانع شد تا نسل هاي مختلف گرافيک ارزيابي و نقد شوند.

در واقع آنچه امروز گرافيک ايران در عرصه جهاني تلقي مي شود بيشتر از آنکه واقعيت عيني داشته باشد چيزي شبيه اوهامي است که در دهه هفتاد نزد سينماگران در ارزيابي جايگاه سينماي ايران در جهان وجود داشت.

جالب اينکه جماعت صاحب منصب گرافيک هم از سر احتياط و البته شايد التفات (با وجودي که به شأن و جايگاه نداشته ما واقفند) با استناد به چند جايزه در دو سال اخير به ناگاه از مختصات و ويژگي هاي گرافيک بومي حرف مي زنند و با پذيرش پيش فرض خيالي اوليه درباره جايگاه گرافيک ايران از حضور تايپوگرافي و ويژگي هاي اگزوتيک آن سخن ها مي رانند،

اينکه جهان فرهنگي اروپايي امريکايي در تمام زمينه ها به سمت کشف دنياي اگزوتيک ما جهان سومي ها برود و همه جا از عکس گرفته تا سينما و حالا گرافيک به دنبال کشف «امل آرت» مي رود و هر روز از اين جعبه هاي شامورتي نسخه يي را رو مي کند نبايد ما را از مسيرمان منحرف کند. اينکه اروپايي ها و امريکايي ها ما را از پشت عينک جهان اولي مي بينند و بعد از کشف ما جهان دست چندمي ها ذوق مي کنند نبايد خشنودمان کند، هنر روزي هنر مي شود که ديگر در تملک هيچ جهان سياسي و اقتصادي بخصوصي نيست، وقتي هست، هست و وقتي نيست ديگر نيست، اين را هم فراموش نکنيم طي حداقل چند دهه گرافيک نوظهور ما، هيچگاه در قد و قواره يي نبوده ايم که بخواهيم از مختصات اين هيبت حرف بزنيم. جالب اينکه در سخنراني هاي متفاوتي که در اين چند سال مي شنويم گاهي بعضي اساتيد براي شناسنامه دار کردن گرافيک معاصر ايران سعي مي کنند گرافيک ايراني را سنتي معاصر معرفي کنند. حال آنکه گرافيک ايران نه تنها زاييده اين دو دهه نيست، حتي در شکل معاصرش هم به آدم هايي در دهه ۲۰ و ۳۰ خورشيدي باز مي گردد. آيا تلاش خط در نقاشي معاصر ما که البته به صراط مستقيم منتهي نشد، بخشي از کاربردشناسي خطوط فارسي نبود؟

آيا تلاش هاي رضا مافي، فرامرز پيلارام و محمد احصايي در کشف کاربري ها و ويژگي هاي خط فارسي اولين قدم ها در ساختارشناسي گرافيک خط هاي ايراني نيست؟متاسفانه از آن روزي که گرافيک ايران خرقه هنر پوشيد، هر کسي آستيني از آن گرفت و شروع کرد به کشيدن و حالا هر صاحب منصبي خرقه يي به تن دارد و سير و سلوک درويشي مي کند و يک لشگر آدم سينه چاک و صدالبته بي باک و نوجو دنبالش رژه هنري مي روند. جوان هايي که در بهترين وضع نسخه ژنريک استاد هستند و البته با توجه به سن و سال هم شيک ترند هم غربي مآب تر و البته مدعي تر از استاد و خدا به خير کند روزي که اين جوان ها پوستي بترکانند و خداي ناکرده صاحب مقام و منصبي شوند که اگر شوند با خود استادانشان چه ها که نمي کنند. بنشينيد تا با هم ببينيم،

آيا بهتر نيست گرافيک معاصر به جاي نگاه اگزوتيک داشتن به سنت برود سراغ تحقيق و تفحص در گرافيک سنتي (بومي) ايران و کشف نانوشته ها و نادانسته هاي بعدي،به جاي اينکه جوان ها را به استفاده بي حد و حصر از خط و نشانه و المان سنتي ترغيب کنيم و صبح تا شب مشوششان کنيم که سري در سرهاي جشنواره ها درآورند متوجه شان کنيم که گرافيک ما مثل هر هنر ديگري ابتدا بايد شأن و منزلتي در ميان مردمش داشته باشد تا بتواند کاري باشد کارستان، آيا گرافيک ژاپن و لهستان و امريکا براي جايزه بردن و مطرح شدن در جوامع فرهنگي به وجود آمدند يا اينکه مي خواستند يا توانستند سليقه عمومي ملت هايشان را عوض کنند. همين حالا از شما مي پرسم مميز گرافيک ما از کدام جنبه اش اصيل تر بود او گرافيست مهمتري بود يا آدمي بود که سعي داشت با گرافيک، دنيايي به اين دشواري را تغيير بدهد؟

نقل از اعتماد به قلم شهروز نظری .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:13  توسط میلاد شاهجانی  | 
 
رئيس هيئت مديره انجمن گرافيك معتقد است از افراط در استفاده از تايپوگرافي دچار آسيب مي‌شويم زيرا كارهايي كه بدون انديشه ارائه شده، افزايش يافته است.
ابراهيم حقيقي، رئيس هيئت مديره انجمن گرافيك در مورد دليل استفاده از تايپوگرافي در آثار هنرمندان ايراني  گفت:«چند سالي است كه چند اتفاق در گرافيك ايران افتاده است. از آغاز انقلاب تا چند سال طراحان گرافيك براي يافتن گرافيك خاص فرهنگ ايراني، عناصر بصري را جستجو كردند كه شكل و شمايل گرافيك ما را از فرهنگ‌هاي ديگر متمايز كند. اين كشف و جستجو سبب شد كه طراحان گرافيك به دنبال نقوش اسليمي بروند چراكه مقاديري هم ممنوعيت ناگفته اما حسي نسبت به گذشته خيلي دور مثل دوران هخامنشي و ساساني در فضا وجود داشت.» 
او در ادامه به خط فارسي به عنوان يك عنصر ايراني  در آثار گرافيكي اشاره كرد:«چنين گرايش‌هاي رفتاري آنقدر شدت يافت كه تمام كارهاي گرافيك ما اشباع شد. در دانشكده‌ها، معلمان و در كار حرفه‌اي نياز به يافتن راهكاري كه از شدت عناصر تزئيني خلاص شود و عنصري كه خاص فرهنگ خودش باشد، منجر به استفاده از خط فارسي شد. خط فارسي يكي از محمل‌هايي است كه مي‌تواند به گرافيك ما چهره ملي بدهد. به همين دليل، گرافيست‌ها به تايپوگرافي روي آوردند.»
حقيقي سپس به توضيح افراط در اين كار پرداخت:«از  افراط در استفاده از اين عناصر آسيب پذير مي‌شويم براي اينكه در خيلي از نمايشگاه‌ها و مسابقات، ما داراي آثار بسيار ضعيف و  صرفا   فرماليستي  هستيم كه هيچ انديشه‌اي پشت آنها نيست. مثلا اگر براي مولوي پوستري طراحي شده و نام مولوي را حذف كنيم و به‌جاي آن از اسم شاعر ديگري استفاده كنيم، تفاوتي در پوستر ايجاد نمي‌شود.  پوستر‌ها اغلب يك رفتار بازيگوشانه با حروف فارسي شده  است كه موضوع‌ها ظاهرا تفاوتي در  شكل گيري آنها  ايجاد نمي‌كند .»
اين گرافيست همچنين در مورد وضعيت استفاده از تايپوگرافي افزود:«تاسف  اميدوارم از اين دوران عبور كنيم. افراط كاري در برخي مواقع، تاجايي گسترش پيدا كرده كه بسياري از نوشته‌هاي يك پوستر را حتي نمي‌توانيم بخوانيم. مثلا حروف را پشت و رو مي‌نويسند كه به اعتقاد من ضرر رساندن به خط و زبان فارسي است .
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:11  توسط میلاد شاهجانی  | 
 

در نهمین دوسالانه طراحی گرافیک ایران جایزه بزرگ ممیز به یک طراح گرافیک ایرانی اهداء می شود.

ستاد هماهنگی دوسالانه طراحی گرافیک ایران با اعلام این خبر افزود: پس از هفت دوره برگزاری موفق دوسالانه های طراحی گرافیک و هشتمین دوسالانه جهانی پوستر تهران در سال ۱۳۸۲ که علاوه بر معرفی گرافیک ایران به جهان توفیق هایی را نصیب طراحان ایرانی کرده است، دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، موسسه توسعه هنرهای تجسمی و موسسه فرهنگی و هنری صبا، نهمین دوسالانه طراحی گرافیک معاصر ایران را با تایید ایکوگرادا ( انجمن بین المللی مجامع طراحی گرافیک) در دو بخش ملی و بین المللی برگزار می کند.

بنا بر همین خبر ریاست این دوسالانه را سید محمد احصایی بر عهده خواهد داشت.

همچنین امراله فرهادی به عنوان دبیر و آیدین آغداشلو، مصطفی اسدالهی، صداقت جباری، ابراهیم حقیقی، حسین خسروجردی، قباد شیوا، رضا عابدینی، مجید عباسی، مصطفی گودرزی، فرشید مثقالی، ساعد مشکی، علیرضا مصطفی زاده و مسعود نجابتی نیز به عنوان اعضای شورای طرح و برنامه ریزی به ریاست حبیب اله صادقی  معرفی شده اند.

این دوسالانه در هفت بخش اصلی: طراحی نشانه، نشانه نوشته، طراحی جلد، صفحه آرایی، طراحی صفحات وب و مولتی مدیا، طراحی آگهی های مطبوعاتی، طراحی آگهی های شهری و طراحی بسته بندی و یک بخش جنبی طراحی پوستر با موضوعات میراث فرهنگی، گفتگو و ترافیک برگزار می گردد.

۷ سفر مطالعاتی به فرانسه از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی، ۷ جایزه از سوی فرهنگستان هنر، ۷ جایزه توسط انجمن صنفی طراحان گرافیک و جایزه ویژه رئیس دوسالانه از جوایزی هستند که در این دوره اهدا می گردند.

همچنین در بخش جنبی این دوسالانه ۴۵ میلیون ریال به ۳ نفر از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی، جایزه ویژه فرهنگستان هنر به ۳ نفر، جایزه انجمن طراحان گرافیک به ۳ نفر و جایزه بزرگ مرتضی ممیز به یک طراح ایرانی ارائه خواهد شد.

در بخش بین الملل، جوایز ۵۰۰۰ ، ۳۰۰۰ و ۱۵۰۰ یورویی و جایزه ایکوگرادا، فرهنگستان هنر و انجمن صنفی طراحان گرافیک به یک طراح جوان خواهد بود.

لازم به ذکر است، آخرین مهلت ارسال اثر به این دوسالانه تا ۳۰ فروردین ماه ۸۶ اعلام شده است.

نقل از رنگ .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:10  توسط میلاد شاهجانی  | 
 فراخوان نهمین دوسالانه ي طراحی گرافيک معاصر ايران منتشر شد.

متن این فراخوان بدین شرح می باشد:

"نهمين دوسالانه ي طراحی گرافيک معاصر ايران"

( ۲۷ خردادتا ۳۱ تير ۱۳۸۶- تهران )

بـا گرامی داشـت يـاد " استـاد مرتضـی مميز " بنيـان گذار دوسالانه ی طراحی گرافيک ايران و رييس شـورای بـرگزاری هشتمين دوسـالانه ی جهـانی پوسـتر تهران پـس از هفت دوره بـرگـزاری موفق دوسالانه های طراحی گرافيک ايران و هشـتميـن دوسـالانه جهــانی پـوسـتر تهـران در سـال ۱۳۸۲ کـه عـلاوه بر معـرفـی گرافيک ايران به جهان توفيق هايی را نيز نصيب طراحان ايرانی نمود ، اکنـون دفتر امـور هنرهای تجسـمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسـلامی بـا همکاری انجمن صنفی طراحـان گرافيک ايران ، مؤسسه توسـعه ی هنرهای تجسـمی و مؤسسه فرهنگی هنری صبا " نهمين دوسالانه طراحی گرافيک معاصر ايران" را با تـأييد ايکوگرادا ( انجمن بين المـللی مجامع طراحی گرافيک) برگزار می کند .

رئيس دوسالانه : سيد محمد احصايی
دبير دوسالانه :امراله فرهادی
رئيس شورای طرح و برنامه : حبيب اله صادقی

شورای طرح و برنامه : آيدين آغداشلو ، مصطفی اسدالهی ، صداقت جباری ، ابراهيم حقيقی ، حسين خسرو جردی ، قباد شيوا ، رضا عابدينی ، مجيد عباسی ، مصطفی گودرزی ، فرشيد مثقالی ، ساعد مشکی ، عليرضا مصطفی زاده ، مسعود نجابتی

بخشهای دوسالانه : نهمين دوسالانه ی طراحی گرافيک معاصر ايران در دو بخش ملی و بين المللی به شرح زير برگزار می شود:

۱)- بخش ملی ؛ طراحی گرافيک معاصر ايران

در اين بخش آثار طراحان گرافيک ايران در زمينه های مختلف، با هدف ارائه کارنامه تصويری طراحی گرافيک معاصر ايران در چند سال اخير به نمايش گذاشته می شود .

اين مسابقه در ۷بخش اصلی ويک بخش جنبی به شرح زير برگزار می شود :

 ۱. طـراحی نـشــانه و نـشـانـه نـوشـتـه   ۲. طـراحی جلـد ( کتـاب ، نشـريـات ، بـروشـور ، کـاتـالـوگ وCD )

۳. صفحه آرايی (کتاب ، نشريات ، بروشور ، کاتالوگ) ۴. طراحی صفحات وب و مولتی مديا ۵. طراحی آگهي های مطبوعاتی ۶. طراحی آگهی های شهری(بيلبورد ـ استند و...) ۷. طراحی بسته بندی  

بخش جنبی : مسابقه طراحی پوستر با موضوعات : ۱.ميراث فرهنگی۲ .گفت وگو ۳.ترافيک

جوائز:
الف : بخشهای هفت گانه طراحی گرافيک معاصرايران

- ۷ سفر مطالعاتی ۳ ماهه به کشور فرانسه از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ۷ نفر (يک نفربرگزيده در هر بخش)

- جايزه فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ايران به ۷ نفر(يک نفربرگزيده در هر بخش )

- تنديس و لوح افتخار انجمن صنفی طراحان گرافيک ايران به ۷ نفر طراح برگزيده جوان ايرانی (يک نفربرگزيده در هر بخش )

- جايزه ويژه رئيس دوسالانه نهم

ب: بخش جنبی : مسابقه طراحی پوستر با موضوعات : ۱.ميراث فرهنگی ۲ .گفت وگو   ۳ .ترافيک

- ۴۵ ميليون ريال به ۳ نفر (يک نفر برگزيده در هريک از ۳ موضوع فوق- از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی)

- جايزه فرهنگستـان هنر جمهـوری اسـلامی ايران به ۳ نفر(يک نفر برگزيده در هريک از ۳ مـوضـوع فـوق)

- تنديس و لوح افتخارانجمن صنفی طراحان گرافيک ايران به۳ نفر (يک نفر برگزيده در هريک از ۳ موضوع فوق)

.جايزه بزرگ "مرتضی مميز"( از طرف معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به يک نفر طراح گرافيک ايرانی)

۲)- بخش بين المللی : نهمين دوسالانه جهانی پوستر تهران با مضمون های فرهنگی و اجتماعی در تاريخ ياد شده در

تهران برگزار می شود .
 
جوائز: 
- جايزه اول ۵۰۰۰ يورو
- جايزه دوم ۳۰۰۰ يورو
- جايزه سوم ۱۵۰۰ يورو

( اين جوائز از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهداء می شود .)

- جايزه ايکوگرادا (انجمن مجامع بين المـللی طراحی گرافيک)

- جايزه فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ايران

- تنديس و لوح افتخار انجمن صنفی طراحان گرافيک ايران (به يک طراح جوان ايرانی)

- لوح تقدير ويژه هيأت داوران

مهلت ارسال آثار:

در هردو بخش بين المللی و ملی ، حد اکثر تا پايان وقت اداری روز پنج شنبه ۳۰ فروردين ماه۱۳۸۶ به نشـانی موزه هنرهـای معـاصر تهران .

برای کسب اطلاعات بيشتر و دريافت فرمهای شرايط و مقررات و شرکت در نمايشگاه با روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران يا دبير خانه انجمن صنفی طراحان گرافيک تماس بگيريد .

موزه هنرهای معاصر تهران :
آدرس : تهران ـ خيابان کارگر شمالی ـ کد پستی ۱۴۱۵۶۱۴۶۱۱
تلفن : ۶۶۹۶۹۵۲۶  و ۶۶۹۵۲۰۷۲ و۸۸۹۶۳۲۰۰ و ۸۸۹۶۵۴۱۱
نمابر : ۶۶۹۶۹۵۲۷
پست الکترونيک : secretariat@tehran-poster-biennial.com
www.tehran-poster-biennial.com                                                          
صندوق پستی : ۶۶۴-۱۹۹۴۵ تهران- ايران
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:9  توسط میلاد شاهجانی  | 

الخاندرو ماگایانس یکی از داوران مسابقه جهانی پوستر ادیان توحیدی در نشست مطبوعاتی روز دوشنبه 27 آذر در تهران ، پرسش قابل تاملی را مطرح کرد: "باید بررسی کرد آیا پوسترهای ایرانی بدون استفاده از تایپوگرافی هم چنین تاثیرگذاری دارد یا نه؟"
گرافیک امروز ایران غرق در دنیای تایپوگرافی فارسی (یا به اشتباه ، تایپوگرافی عربی) شده است. آغازگر این جریان به شکل مدرن و امروزی‌اش را می‌توان رضا عابدینی دانست ، هرچند رضا عابدینی نه اولین طراح تایپوگرافر در ایران است و نه اصولا یک طراح تایپوگراف به حساب می‌آید. بیشتر تمرکز عابدینی بر حل مشکل فرم حروف در مقابل تصویر و تجربه‌گر چالش میان نوشته فارسی و شکل است. او گرافیستی است که مشکلات جدی بین فرم حروف فارسی و شکل را در پوسترهایش حل کرده است. بخشی از این مشکلات بدلیل ناهمخوانی اصول زیبایی‌شناسی غرب با شرق است و بخش دیگرش به ماهیت شکلی تایپ لاتین ، که ماشین چاپ براساس آن ساخته شده ، برمی‌گردد. عابدینی معمولا از فرم حروف در کنار تصویر و نه از حروف به تنهایی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کند و از این رو به فضایی جدید و شخصی در آثارش رسیده است.

اما استفاده از فرم حروف فارسی برای تازه‌کاران ، بعنوان اولین و ساده‌ترین راه حلی است که می‌توان برای " ایرانی" شدن پوستر بکار برد. ایرانی شدن ، صفتی که این روزها به مثابه تیغ دو لب تیزی در دست برخی معلمان ، سفارش‌دهندگان و منتقدان کم‌دانش قرار گرفته است ، بی‌آنکه حتی خود بدرستی بدانند"ایرانی بودن" به چه معناست (البته اگر منظور استفاده از گل و مرغ ، تصاویرسربازان هخامنشی یا موتیف‌های ایرانی نباشد). چرا که تشخیص هویت ، ایرانی بودن و بررسی ماهوی فضای پوستر تنها  کار منتقد محقق ، آگاه و باتجربه در هنرهای تجسمی است.

در گزارش "جمع در اتصال به یگانه" به قلم زهرا نعیمی در شماره 89 مجله تندیس که درباره چگونگی برپایی نمایشگاه پوستر ادیان توحیدی نوشته شده ، آمده است:"یک نکته در خصوص آثار انتخاب شده ایرانی ، اینکه عناصر بکار رفته در اکثر این آثار به گونه‌ایست که اگر نام هنرمند را از کنار اثر حذف کنیم ، به هیچ وجه ایرانی بودنشان مشخص نیست".
این وظیفه تمام منتقدان هنرهای تجسمی است که از تولید محصولات تکراری گرافیک دانشگاهی جلوگیری کنند و یا دست‌کم اندک پوسترهای فرهنگی-اجتماعی که از سوی نهادهای دولتی سفارش داده می‌شوند ، به سمت هوایی تازه سوق دهند. آیا به راستی پوستری که با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار می‌کند ، صرفا بخاطر اینکه ظاهرا ایرانی به نظر نمی‌رسد ، طرحی ضعیف و بی‌ایده به حساب می‌آید؟

بدیهی است هنرمندی که در ایران متولد شده و در جغرافیای فرهنگی این کشور رشد کرده است ، خواسته ناخواسته و بطور قطع ، اثری که می‌آفریند مولفه‌های بومی زیست‌گاهش را دارا خواهد بود.

نقل از رسم به قلم پگاه نوریان .

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 22:37  توسط میلاد شاهجانی  | 
یک سری از پوسترهایی که بر اساس شعرهای لوییس آراگون در فرانسه اجرا و نمایشگاهی هم برای اون برپا خواهد شد :

             

                               

لینک همه پوسترها : اینجا کلیک کنید

--------------------------------------

کوتاه درباره لوییس آراگون : منتقد ، نویسنده و شاعر فرانسوی که از میان شعرهای سورئالیست " آندره بارتون " حرکت جدید دادائیسم رو به همراه " فیلیپ سوپالت " شروع کرد .سال ۱۸۹۷ در پاریس به دنیا اومد ۱۹۸۲ هم در همونجا مرد .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 11:24  توسط میلاد شاهجانی  | 

رضا عابديني و محسن نامجو - دو هنرمند ايراني - به‌دعوت كشور هلند، با آثار گرافيك و موسيقي‌شان به سي‌وششمين فستيوال "نقطه‌ي داغ" در روتردام رفتند.

برگزاركنندگان اين فستيوال اعلام كردند كه با نگاهي اجمالي به فرهنگ جوان ايران که به‌طور غيرقابل انکاري مدرن، اما غيرغربي است، به‌دنبال ارايه‌ي تصويري از ايران، متفاوت از تصويري هستند که رسانه‌هاي جهان ارايه داده‌اند. قرار است در اين فستيوال كه در دور جاري به دو پايتخت جوان جهان، تهران - ايران - و بخارست - روماني - به‌عنوان نقاط داغ اختصاص پيدا كرده، عابديني درباره‌ي گرافيك ايران، دوره‌هاي كاري‌ خود، تايپوگرافي و ... سخنراني كند.

سخنراني برنده‌ي جايزه‌ي پرنس‌ كلاوس در اين فستيوال، با نمايش حدود ده پوستر فيلم وي همراه است. هم‌چنين محسن نامجو، هنرمند خلاقي که موسيقي "بلوز" بسيار مدرن را با تاثيرات موسيقي سنتي ايران و رپ ترکيب کرده در نقطه‌ي داغ حاضر شده است.

اين فستيوال که با تلاش فيلم‌سازان خاص و هنرمندان صوتي- تصويري برگزار مي‌شود، در پي شرايط خاص و زمينه‌هايي است که آثار هنرمندان و فيلم‌سازان در آن ظاهر شده‌اند.

فستيوال نقاط داغ، برنامه‌ي فيلم‌هايي چون "زمستان است" به‌كارگرداني رفيع پيتز، "امام‌زاده و اينترنت" به‌كارگرداني رضا حايري، "آقاي هنرمند" ساخته‌ي كاوه ‌بهرامي ‌مقدم و "تهران انار ندارد" به‌كارگرداني مسعود بخشي را در ميان ميزباني فيلم‌هاي کوتاه و موسيقي و ويدئوها، دارد.

به‌گمان برگزاركنندگان، حضور اين هنرمندان از جمله دو بانوي نوازنده‌ي ايراني ديگر در نقطه‌ي داغ، منظري واقعي از ايران يا تهران را ارايه‌ مي‌دهد. برگزاركنندگان معتقدند كه تهران پايتخت يکي از جوان‌ترين کشورهاي جهان است که بيش از 70 درصد جمعيت آن را زير 30 ساله‌ها تشکيل مي‌دهد، به‌خاطر انزواي اين کشور در جهان و محدوديت‌هايي كه در دو دهه‌ي گذشته داشته، داراي نيروي خلاقانه و اصراري براي ابراز هويت خود است.

طبق اعلام، هدف فستيوال جاري اينست که بازديدکنندگان حس تجربه‌ي زندگي فرهنگي دو شهر يادشده را با ديدن و حس کردن شرايطي که فرهنگ نو و خلاقانه را موجب شده، داشته باشند. فستيوال يادشده از 26 تا 29 ژانويه 2007 - ششم تا نهم بهمن - بر بخارست متمرکز بوده و از 30 ژانويه تا دوم فوريه - دهم تا 13 بهمن - نوبت تهران است.

نقل از ایسنا .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 17:53  توسط میلاد شاهجانی  | 

چند سالي است كه طراحي پوستر و ارائة آن به نمايشگاه‌هاي متعدد در ميان طراحان جوان واگير و همه‌گير شده است‌. و همچنين است در مورد مديران و برگزاركنندگان جشنواره‌ها و مناسبت‌ها كه اين اپيدمي به آن‌ها نيز سرايت كرده و گوشه چشمي به برگزاري نمايشگاه پوستر دارند. و بسياري نيز به جاي تلفظ O آن را با U تلفظ مي‌كنند، بر وزن پوست يا دوست‌. اين پوسترزدگي حاد كه گريبان جماعت كثيري را گرفته‌، موضوعي است كه بايد به آن پرداخته شود.

                                                       ابراهيم حقيقي

طراحي آثار گرافيك به شيوة پوستر، براي ارائه به نمايشگاه‌، با موضوعات پيشنهادي سفارش‌دهندگان مانند پوستر پوستر، رنگ پنجم‌، مثبت منفي‌، چهارميخ‌، ارگ بم و آخرين و بزرگ‌ترين آن‌ها نسل پنج (و بسياري ديگر كه به خاطر ندارم‌) با جايزه و بي‌جايزه آنچنان شايع شده است كه گويا موضوعاتي مانند طراحي نشانه و صفحه‌آرايي و تصويرسازي و جلد مجله و كتاب اصلاً در ايران موجود نيست و يا تنها از آن كساني است كه با اين‌گونه‌ها فقط معيشت مي‌كنند و آن‌ها را با هنرمندان طراح پوسترساز تك‌واحدي كاري نيست‌. آن‌ها كارگران و مزدبگيران سفارش‌گيرنده و مجريان تاجران سفارش‌دهنده‌اند كه راهي به ديار هنرمندان فرهيخته و از ما بهترِ پوسترساز ندارند. اتفاق عجيب ديگر اختراع گونه‌اي جديد از هنر است كه تايپوگرافي نام دارد; معلوم نيست كه آيا نقاشي است يا مجسمه‌سازي‌، گرافيك است يا عكاسي‌، سينما است يا ويدئو آرت و يا مي‌تواند همه را دربر گيرد يا خود مستقل است و متكي به خود با قوانين و راهكارهاي خود؟ آيا هر اثري كه با خوش‌نويسي يا دست‌نويسي يا فونت توليد شود در گونة تايپوگرافي جاي مي‌گيرد؟ چگونه مي‌توان فهميد كه اثر در گونة گرافيك يا نقاشي نيست‌؟ اين نام‌گذاري بديع از كدام آئين يا قانون تدوين‌شده‌، يا حتي بگو، تعريف شفاهي پيروي مي‌كند؟ مقالة حاضر در پي يافتن تعريف يا توافق تازه‌اي است براي استنباط مشترك‌. رهايي از خلط مبحث و يا شايد آغازي براي طرح بيانية مشترك دسته‌اي از طراحان پوستر.

 پوسترهاي ديجيتال به مثابه اثر هنري
 
یكي از خصيصه‌هاي اصلي و يكي از وجوه تمايز پوستر با تابلو نقاشي از آغاز پيدايي آن‌، تكثير (و حتي گاهي در شيوة طراحي تكثيرپذير) بوده است‌. پوسترها را اگر مطابق تعريف قديمي آكادميك به دو نوع در خدمت فرهنگ و يا در خدمت اقتصاد (تجارت‌) تقسيم كنيم (با اين آگاهي كه تمام رفتارهاي اقتصادي حتي پوستر نيز تأثير مستقيم و انكارناپذيري بر فرهنگ دارد)، در هر يك از اين تقسيم‌بندي‌ها دو گونه عملكرد به خواست سفارش رخ مي‌دهد.

گونة اول كه وجود يا حضور محصول يا كالاي خاصي را در زمان و مكان معين اعلام مي‌كنند. براي مثال‌، تمام نمايشگاه‌ها، فيلم‌ها، نمايش‌ها يا جشنواره‌هايي كه در زمان و مكان خاص و محدودي واقع مي‌شوند و يا كالاها، محصولات يا نمايشگاه‌هاي تجاري ـ صنعتي كه در زمان و مكان خاصي به فروش مي‌رسند يا برگزار مي‌شوند.

گونه دوم آن‌ها كه روايت‌شان از موضوع يا محصول‌ْ زمان و مكان خاص يا محدودي را تعيين نمي‌كند. اگرچه اين‌گونة بي‌زمان و مكان نيز در اصل گسترة زماني و مكاني‌، اما وسيع‌تر از گونة اول دارد، چرا كه در قيد مكان جغرافيايي زبان يا فرهنگ يا موقعي از محدوده‌اي از جهان و در قيد زماني‌ِ حداكثر فصلي گذرا از تاريخ يا حضور يك نسل يا رخدادي بالاخره گذرا واقع مي‌شوند. مثل پوسترهاي آگاه‌كننده‌، هشداردهنده‌، تزئيني‌، آموزشي‌، سياسي‌، مربوط به آئين‌ها و مراسم سنتي‌، رفتارهاي فرهنگي يا تبليغ كالاهايي مصرفي و مشهور كه همگاني و همه‌جايي شده‌اند.

تمام گونه‌هايي كه برشمرديم شرط برقراري ارتباط را با تكثير يا وقوع كثرت هرچه بيش‌تر خواهان‌اند.

اما اتفاقي كه رخ داده و رو به رشد سريع است‌، حضور هرچه بيش‌تر پوسترهاي تك‌واحدي است كه آن‌ها را فقط در نمايشگاه‌ها و سپس در كاتالوگ يا كتاب آن نمايشگاه و يا ديرتر به شكل جلد كتاب يا مجله رؤيت مي‌كنيم كه انگيزه‌اي است براي نوشتن اين مقاله‌. حضور پوستر در جوامع به دليل رشد تكنولوژي و سرعت‌يافتن متحرك‌ها كه مردم بر آن سوارند، اتفاق افتاد و از درون تراكت‌ها زاده شد و به تبع همين روند به طرف بزرگتر شدن رفت و به بيلبوردها تبديل شد. هرچه سرعت متحرك‌ها در شهرها افزون‌تر شدند پوسترها (بخوان بيلبوردها) بزرگتر شدند. پس پوسترهاي كوچكتر بايد محدودة رفتاري تازه‌اي داشته باشند درخور بينندة كم‌تحرك يا ساكن خود كه آدم‌هاي پياده يا نشسته هستند. در اين‌جاست كه موضوعات بايد داراي تفكيك رفتاري‌، بياني يا بهتر است بگوييم ديداري شوند. آن‌هايي كه با تصوير و نوشته آهسته حرف مي‌زنند و آن‌هايي كه فرياد مي‌كشند. و اين حجم صداي تصويري را تنها ابعاد پوستر يا بيلبورد است كه تعريف مي‌كنند. (بگذريم از بيلبوردهايي كه با دارا بودن ابعاد بسيار بزرگ حتي ممكن است كه الكن باشند!). با اين تغيير بسيار مهم در روند دگرگوني شكل‌، پوسترهاي كوچك‌، موضوعات و مخاطبان خاص خود را يافتند; گاهي اوقات حتي به دليل بنيه اقتصادي سفارش يا سفارش‌دهنده‌.

ديگر حكم دارا بودن نوشته‌هاي بسيار بزرگ و رنگ‌هاي مشعشع شرط اصلي نمايش بهتر پوسترها نيستند و اين تعريف آكادميك بسيار كهنه شده و شايد بتوان آن را فقط منتصب به بيلبوردها دانست‌. اگرچه در اين مورد نيز شك دارم‌، چرا كه وقتي يك نظام تبليغ موفق شود كه رنگي‌، نشانه‌اي‌، تصويري يا شعاري را در اذهان جمعيتي خاص در مكان جغرافيايي تعريف‌شده و در زماني هرچند طولاني اما محدود حك كند، ارائة اين كد شناسايي به‌تنهايي عمل مي‌كند و اصلاً نيازي به نمايش در ابعاد فيزيكي بزرگ عناصر بصري ندارد. گشودن رمزگان يا كُد رنگي مورد اشاره لزوماً نياز به مشعشع‌بودن ندارد و كد نشانه يا نوشتة مورد نظر حتماً نبايد تمام وسعت فيزيكي اثر را از آن خود كند.

با اين تعريف‌، پوسترهاي كوچك نجواگراني براي جمع‌هاي كوچك‌اند. براي رؤيت از فواصل كوتاه ويترين يا ديوار گالري‌ها، كافي‌شاپ‌ها (چاي‌خانه‌ها)، كتاب‌فروشي‌ها، آموزشگاه‌ها، ادارات و... براي نشسته‌ها و پياده‌ها. براي آن‌ها كه بيش‌تر فرصت دارند بيان تصويري ـ نوشتاري را درك كنند و براي رفتن كمتر عجله دارند.

اتفاق شگفت ديگر اواخر قرن بيستم و آغاز قرن بيست و يكم‌، دگرگوني يا رشد درك تصويري افراد جوامع شهري است كه به دليل فزوني وسايل ارتباط جمعي به‌ناگزير پير و جوان را متأثر كرده و رفتار آن‌ها را با ارائة رمزگان عمومي‌شده دگرگون و در اختيار مي‌كند. و مهم‌تر، ابزار تكنولوژيك معاصر ــ كه مستقيماً در منش و كنش پوسترها (در هر ابعادي‌) تأثير گذاشته‌اند ــ رايانه‌ها و چاپگرهاست‌.

بي‌حضور هيچ‌يك از اين ابزار امكان اين‌همه تغيير شكل وجود نداشت‌. اما اين حضور چه رخدادي را موجب شده است كه پوسترها به‌طرف اثر هنري‌شدن گرايش پيدا مي‌كنند؟ و طراحان احساس هنرمند بودن را بيش‌تر به رخ مي‌كشند؟

مگر ذات تكثيرپذيري پوستر نبود كه آن را هنر شاخص قرن كرد؟ آيا سركوب ذات تكثيرپذير پوستر به پذيرش حضور تك‌واحدي نقض غرض نيست‌؟

   
اتفاق اول اين‌كه همة آن‌ها كه ذوقي در طراحي گرافيك دارند، با تصوير آشنا يا درگيرند امكان يافته‌اند كه روي ميز اتاق كوچك‌شان نرم‌افزارهايي داشته باشند جايگزين چندين دستگاه و اتاق و تاريك‌خانه و مواد شيميايي و انواع كاغذ و خطكش و چسب و مداد و قلم‌. اتفاق دوم بهبود تكنيك و كاغذهاي چاپ‌گرها است‌. اگر به مدد اين امكان تحولي در روند توليد و ارائه پوسترهايي در ابعاد و تعداد بسيار بالا رخ داده‌، موضوع اين مقاله نيست‌. مسئلة ما در خصوص امكانات در اختيار پوسترهايي است كه تنها يك عدد از آن‌ها چاپ مي‌شود.

افزودن امكانات اسكن و دوربين ديجيتال به اين مجموعه تنها كمكي است به توليدكنندة پوستر در جهت سرعت در توليد وگرنه لزوماً بود و نبودشان تأثيري در بيان تصويري ندارد. روزگاري ژان لوك‌گدار پيش‌بيني روزي را كرد كه دوربين در دست سينماگر به مثابه قلم شود. اگر اكنون به مدد تكنولوژي ديجيتال اين اتفاق در شرف وقوع است نشانة حضور رايانه به مثابه قلم را در تمام گونه‌هاي هنري مي‌توان سراغ گرفت‌. اگر امروز انگشت‌شمار نقاشان ما با رايانه تابلو نقاشي خلق مي‌كنند، دير نيست كه نسل بعدي گرايش خود را در استفاده از ابزار كهن كنار بگذارد و كارگاه نقاشي رايانه‌اي كوچك روميزي خود را كامل‌تر كند. آنچنان كه فيلم‌سازان و عكاسان سريع‌تر به اين عمل دست زدند; هرچند كه پيران حرفه بسيار نصيحت كردند و زاري‌.

توضيح اين‌كه در اين مقاله سعي مي‌كنم از لغت طراح و يا هنرمند پرهيز كنم‌، چون توليد طرح‌هاي بسيار كساني هستيم كه لزوماً طراح و يا اصلاً هنرمند نيستند. مجموعة اين امكانات به توليدكنندة پوستر اين آزادي عمل را داده است كه به توليد پوسترهاي شخصي دست بزند (سفارش از خود)، و يا اين‌كه بتواند در تمام فراخوان‌ها حضور عاجل پيدا كند. (شايد حرمت و منش نقاشي‌، در فرهنگ ما هنوز ظرفيت پذيرش اين گسترة حضور عموم را نيافته كه گرافيك‌، سينما و عكاسي به آن دست پيدا كرده‌اند!) علاوه بر حضور گسترده و فوري توليدكنندگان‌، اين امكان به گروه‌ها، انجمن‌ها، برنامه‌سازان‌، مديران دولتي و خصوصي داده شده كه مستقل يا در كنار هر مناسبتي به فراخوان پوستر فكر و اقدام كنند. اين مجموعة رفتاري سبب شده است كه پوسترهاي نمايشگاهي به طرف توليد واحد بروند، در بند تكثير نباشند و خود را به مثابه اثر هنري بينگارند و نمايش دهند. چرا كه فارغ از اعلام تاريخ و مكان‌اند و مي‌توانند به مضمون‌هايي همه زماني و همه مكاني بپردازند، اما آيا اين‌كه تمام اين توليدات‌ِ به نمايش درآمده‌، با اين همه مضامين گونه‌گون اجتماعي ـ فرهنگي‌، تماماً ظرفيت اطلاق نام اثر هنري را دارند يا خير محل ترديد است‌.

پس مي‌توان گفت بي‌آن‌كه بخواهيم خود را به توليد پوستر هنري ملزم كرده باشيم تنها كافي است تعريف و قوانين از پيش آموخته و قديمي پوستر را كنار بگذاريم و به تعريف تازه‌اي فقط براي لفظ پوستر به مفهوم كلي آن برسيم‌: پوستر لزوماً نبايد بلند حرف بزند، مي‌تواند عابر را ميخكوب هم نكند، بلكه كافي است حرف خود را (مخصوصاً اگر حرف متيني است‌) بسيار آهسته بيان كند (بگو حتي در گوشي‌). و لزومي هم به مخاطب توده‌اي ندارد. ديديم كه در رفتارهاي افراطي در توليد پوستر حتي ناخوانا و الكن‌بودن نيز بعضي را خوش مي‌آيد. با رعايت اين قواعد يا بهتر است بگوييم با عدم رعايت قواعد تعريف‌شدة قديمي همه مي‌توانند هنرمند پوسترساز شوند.

آيا با اين همه پوستر توليد شده‌، آويخته شده به ديوار نمايشگاه‌ها و راه يافته به كاتالوگ‌ها و نياويخته بر ديوارهاي شهر، توانسته‌ايم بخشي از وظيفة بزرگ ارتباط هنرمندانه را كه در نقاشي سراغ داريم به دوش پوستر بگذاريم‌؟ آيا براي اندك درددل خود با اندك همزباني همنشين شده‌ايم‌؟ آيا در روايت شادي يا اندوه‌مان با شريكي تازه همخوان شده‌ايم‌؟ در نمايش نفرت از جنگ‌طلبان و بيان عشق به صلح‌انديشان در چه وسعتي پيروزمندانه حضور يافته‌ايم‌؟

مخاطبان محدود حاضر ما در گالري‌ها براي اين همه بيان مفاهيم انساني يا اجتماعي كافي‌اند؟ مگر نه آن‌كه در آغاز قرن بيستم تمام تلاش هنرمندان اين بود كه خود را از قيد مكان‌هاي كوچك رها كنند و به ميان مردم بروند؟ مگر ذات تكثيرپذيري پوستر نبود كه آن را هنر شاخص قرن كرد؟ آيا سركوب ذات تكثيرپذير پوستر به پذيرش حضور تك‌واحدي نقض غرض نيست‌؟

پناه‌بردن به توليد آثار واحد چاپي با مخاطب اندك و آشناي نزديك‌، دال بر كدام نياز اجتماع است كه از شناخت آن عاجز مانده‌ايم‌؟ يا واگوي كدام چشم‌پوشي از كدام ناتواني گرافيك معاصر است كه طالب يافتن و بيانش نيستيم‌؟ اگر طالب آنيم كه از جماعت هنرمندان ناميده شويم چرا راه سهل رايانه و نرم‌افزار و چاپگر را پي گرفته‌ايم‌؟ نياز هنرمند شمرده‌شدن از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟ عدم موفقيت در طراحي گونه‌هاي بسيار گرافيك براي سفارش‌هاي متعدد امروز جامعه شهرنشين سبب اين امر است يا ناتواني در برقراري ارتباط درست با سفارش‌دهنده‌؟ ما در اين پوسترها سفارش‌دهنده را كنار مي‌گذاريم و خود جاي او قرار مي‌گيريم‌. در اتاق‌هاي كوچك خود با رايانه‌هاي هرچه كوچك‌تر موضوعات و مفاهيم بسيار بزرگ و انساني را به پوسترهاي بزرگ بدل مي‌كنيم و به ديوارهاي بلند گالري‌هاي بزرگ و كوچك مي‌آويزيم تا با اندك مخاطب خود درد دلي كرده باشيم كوچك‌، كوچك‌تر از آواز يك پرنده.

نقل از رنگ .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 10:55  توسط میلاد شاهجانی  | 

پوستر پير گرافيك ايران كه در نخستين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي طراحي و منتشر شده، در تهران رونمايي مي‌شود.  اين پوستر زنده‌ياد مرتضي مميز، به‌همراه پوسترهاي ديگري با موضوع انقلاب که از آثار شاخص هنرمندان گرافيست ايران در نخستين سال‌هاي انقلاب به‌شمار مي‌روند، به بخش گرافيک نمايشگاه راه يافتند.

آثار يادشده توسط موزه‌ي انجمن گرافيک براي ارايه در نمايشگاه هنر انقلاب عرضه است. نمايشگاه هنرهاي انقلاب‌هاي دنيا بخش ويژه‌يي را به‌بررسي کارنامه هنر گرافيک، پوسترسازي، ارزش‌ها و قابليت‌هاي زيباشناسي، اجتماعي و فرهنگي در جريان انقلاب و کارکردهاي آن در حوزه شکل‌بخشي و ذهنيت تصويري و عواطف جمعي و نشانه‌شناسي ارزش‌ها و مفاهيم انقلاب و آثار گرافيک آن سال‌ها اختصاص داده .

نقل از ایسنا .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 10:49  توسط میلاد شاهجانی  | 
 اطلاعات اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک ، در سایت graphiciran.com به روز شد.
چندی پیش دبیرخانه انجمن اعلام کرد چنانچه نشانی ، ایمیل و شماره تلفن اعضا تغییر کرده است ، اطلاعات جدید را برای درج در سایت ارسال کنند. تغییرات را به info@graphiciran.com ارسال کنید.

نقل از رسم .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 10:48  توسط میلاد شاهجانی  | 

امروز،  ۴ بهمن ، روز تولد استاد قباد شیوا هست .

                                    قباد شيوا

شايد همه بيوگرافي اين پيشكسوت گرافيك كشورمون رو خونده باشيم و نيازي نباشه كه من دوباره بگم .

در وادي كار يكي از تحسين برانگيزترين موارد ، خصلت ايراني بودن كارهاش هست . اين به اين معني نيست كه تا هر موضوعي بشه فوري يكي از كاراكترهاي مينياتور ايراني رو بگذاره ( چيزي كه بي رويه درگير اون هستيم ، خوب يا بد ) . كار رو كه ببينيد به امروزي بودن اون كاملا پي خواهيد برد اما رد پاي يك ايراني در اون انكار نشدني هست . از رنگ گرفته تا تركيب بندي و چيزاي ديگه كه در طراحي مهمه .

هميشه به اين معتقد بودم و هستم كه هنرمند خوب بودن دليل بر مدرس خوب بودن نيست . حالا اگر كسي اين دو تا رو با هم داشته باشه ، نشون از اطلاعات دقيق ، درست و طرز بيان صحيحش هست و همينطور اينكه اون شخص درست ياد گرفته كه بلده درست درس بده كه در زماني كه توي كلاس پوستر قباد شيوا بودم به اين پي بردم كه چيزايي كه داره ياد ميده براي خودش نهادينه شده . اين رو هم تو پرانتز بگم كه گهگاهي حس ميكردم مغزش از فرط ايده و تصوير داره منفجر ميشه .

در كل ، انسان دوست داشتني‌اي هست . اين رو در برخود باهاش متوجه ميشين .

در ضمن اين هم لينك مطلبي هست كه قبلا در مورد استاد شيوا گذاشتم : (( بیوگرافی / پوستر / جلد کتاب و مجله / تصویرسازی  )) :

                                                      اینجا کلیک کنید

تولدش مبارک .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 12:32  توسط میلاد شاهجانی  | 

مراسم اختتامیه سومین جشنوراه هنرهای تجسمی جوان ، پنج‌شنبه 28/10/85 در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.
در این مراسم برگزیدگان بخش‌های مختلف این جشنواره معرفی شدند. براین اساس در بخش پوستر "سیمای اسلام در جهان معاصر" ، از حسین قاضیان شاهی با اهدا لوح تقدیر و دو سکه و سجاد همتی تقدیر شد. برندگان پوستر "صلح" هم سعید بهداد ، بنفشه افشار جم و امیر انعامی بودند که برنده پنج ، چهار و سه سکه شدند. جایزه ویژه این بخش نیز هفت سکه بود که به بابک کاظمی رسید.
هنرمندان برگزیده بخش تصویرسازی نیز به این شرح اعلام شد: زهرا هاشمی‌پور نفر اول و برنده پنج سکه ، نسرین یاوری برنده چهار سکه و امیر شعبانی‌پور برنده سه سکه شدند. در بخش تصویرسازی شاهنامه نیز الهام مداح ، زهرا حقگو و روشنک احدی به ترتیب برنده پنج ، چهار و سه سکه شدند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:27  توسط میلاد شاهجانی  | 

موسسه انتشارات رسم در نظر دارد همزمان با سفر گابریل گارسیا مارکز (gabriel garcia marquez) به ایران در فروردین آینده و بمناسبت هشتادمین سال تولد ، چهلمین سال انتشار داستان "صدسال تنهایی" و بیست و پنجمین سال دریافت جایزه نوبل ، نمایشگاه طراحی پوستر و تصویرسازی با عنوان " 40 سال گارسیا مارکز " برگزار و کتاب گزیده آثار ارسالی را منتشر کند.

 

برگزارکننده : انتشارات رسم

 

دبیر نمایشگاه : مهدی صادقی

 

موضوع نمایشگاه :
الف. طراحی پوستر :
ـ هشتاد سالگی گابریل گارسیا مارکز
ـ چهل سالگی انتشار کتاب "صد سال تنهایی"
ـ گابریل گارسیا مارکز و رئالیسم جادویی
ـ پرداخت‌های تصویری جریان سیال ذهن در آثار مارکز
ب. تصویرسازی :
ـ تصویرسازی چهره مارکز با توجه به آثار
ـ تصویرسازی تک فریم یکی از داستا‌ن‌های مارکز
ـ پرداخت‌های تصویری جریان سیال ذهن در آثار مارکز

 

شرایط :
ـ شرکت‌کنندگان در هر بخش ، فقط دو اثر می‌تواند ارسال کنند
ـ در هر دو بخش ، تکنیک آزاد است
ـ فقط فایل آثار ارسال شود و نیازی به ارسال پرینت و پلات نیست
ـ ارسال مشخصات هنرمند (نام و نام خانوادگی ، شماره تلفن ، نشانی و ایمیل) بصورت فایل word الزامیست

 

مقررات :
ـ برگزارکننده می‌تواند آثار منتخب را در نمایشگاههای مختلف به نمایش بگذارد
ـ برگزارکننده مجاز است از آثار ارسالی ، برای تبلیغات فرهنگی این نمایشگاه استفاده کند
ـ دبیرخانه از پذیرفتن آثاری که برخلاف اصول اخلاقی ، باورهای ملی و مذهبی باشد و آثار فاقد مشخصات ، معذور است
ـ آثار ارسالی عودت داده نخواهد شد
ـ شرکت‌ در فراخوان ، به منزله تایید و پذیرفتن شرایط و مقررات این نمایشگاه است

 

هزینه :
ـ تمام هزینه‌های این نمایشگاه برعهده برگزارکننده بوده و شرکت‌کنندگان هیچ هزینه‌ای را پرداخت نمی‌کنند

 

مشخصات آثار :
ـ اندازه 50 در 70 سانتی‌متر
ـ فضای رنگی   CMYK
ـ گونه   TIF
ـ دقت   300 dpi
ـ بازنوشت   DVD  یا  CD-ROM

 

زمان‌بندی :
ـ مهلت پایانی ارسال آثار :   20/11/85
ـ انتخاب آثار :    23/11/85  تا  25/11/85
ـ مراحل تولید هنری و فنی انتشار کتاب :   26/11/85 تا 15/1/86
ـ نمایش آثار : 25/1/86 تا 30/1/86 . خانه هنرمندان ایران (نگارخانه میرمیران)

 

توضیح :
ـ گروه انتخاب ، آثار دریافتی را بازبینی کرده و تعداد پنجاه اثر را برای نمایش در خانه هنرمندان انتخاب می‌کنند. یکصد اثر انتخابی این گروه ، در کتاب مربوطه چاپ خواهد شد
ـ این گروه ، متشکل از سه طراح گرافیک و تصویرساز و دو نویسنده و مترجم آثار مارکز می‌باشد
ـ به تمام هنرمندانی که آثارشان برای نمایشگاه انتخاب شود ، گواهی حضور در نمایشگاه اعطا می‌شود
ـ به شرکت‌کنندگانی که آثارشان در کتاب چاپ شود ، یک جلد کتاب اهدا و به نشانی آنها ارسال خواهد شد
ـ خبرهای مربوط به مراحل مختلف این نمایشگاه ، از طریق سایت رسم منتشر می‌شود
ـ علاقه‌مندان می‌بایست سی‌دی آثار را بهمراه فایل مشخصات خود ، حداکثر تا بیستم بهمن با پست پیشتاز به این نشانی ارسال کنند :
تهران. صندوق پستی 345 – 15655
تلفن  77503402 – 021
i n f o @ r a s m . i r

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:26  توسط میلاد شاهجانی  | 
 
  بالا  
12 or 24 hours timer



کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2004-2009 © by brush