|
.:: brush ::.
|
||
|
خبرهاو نمونه آثار گرافیک |







جلسه معارفه و مهمانی شام میهمانان و داوران نهمین دوسالانه گرافیک ایران شب گذشته (۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۶) در موزه ی هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
در این مراسم مهمانان، داوران، اعضای شورای سیاست گذاری دوسالانه، هیات داوران، هیات انتخاب در بخش ملی و بین المللی و سرپرستان تیم های اجرایی و برپایی نمایشگاه حضور داشتند.
در ابتدای این جلسه، دکتر ایمانی خوشخو ، معاون هنری وزارت ارشاد به میهمانان این جلسه خوشامد گفت.
ایمانی خوشخو با اشاره متحول شدن گرافیک ایران گفت: در این دوسالانه جوانان خوش درخشیدند و می بایست از انجمن طراحان گرافیک برای این مشارکت گسترده طراحان تشکر کرد.
وی حمایت از انجمن ها و دوسالانه ها را از اصلی ترین سیاست های وزارت ارشاد دانست.

نقل از رنگ .
نقل از رنگ .




به نقل از روابط عمومي نمايشگاه سالانه تايپوگرافي، انتخاب پوسترها و داوري آثار سومين نمايشگاه سالانه تايپوگرافي «اسماء الحسني» توسط يك هيأت پنج نفره در روز دوشنبه 22 مردادماه 86 انجام خواهد شد. اعضاي اين گروه پس از بررسي و رايزنيهاي علمي و تخصصي تعيين شدند.
بر اساس اين گزارش،كوروش پارسانژاد، پريسا تشكري، مهدي سعيدي، سيدحميد شريفي آل هاشم و سيدحسن موسيزاده اعضاي هيأت داوران سومين نمايشگاه سالانه تايپوگرافي اسماءالحسني را تشكيل ميدهند.
چه شد كه ابراهیم حقیقی به بزرگترین طراح جلد كتاب ایران تبدیل شد؟
این شایعهای است که من اصلا آن را قبول ندارم. من فقط طراحی جلد كتاب میكنم. مثل دیگر كارهای گرافیكی كه انجام میدهم. در حقیقت از سی و چند سال پیش تا كنون بطور مداوم طراحی جلد كتاب را برعهده داشتهام و دلیل آن علاقهام به كتاب یا آشناییام با ناشران متعدد بوده است.
ولی الان كتابهای با طراحی جلد شما به بازار میآیند...
این از لطف ناشرهاست به من.
در طراحی جلد كتاب شیوه خاصی دارید كه معمولا خیلی ساده است و با اشكال هندسی كار میشود. آیا در این زمینه ایده خاصی دارید؟
من در تمام كارهایم سعی میكنم و یا این سعی را داشتهام كه به محتوا بپردازم. یعنی فرمهای در خور محتوای هر موضوعی را پیدا كنم. فرقی نمیكند كه این جلد كتاب باشد یا مثلا پوستری باشد برای فیلم سینمایی یا تاتر. در حقیقت مضمون اصل اول است كه راهبر من میشود برای پیدا كردن فرم. اما این چیزی كه شما میفرمایید تصور میكنم در طول سالیان در مورد هر كار هنری و یا هر اثر هنرمندی كمكم اتفاق میافتد كه به اكستاراسیون یا تجرید بیشتری میرسد و بعضی كارهای اخیرم را كه دیگران و یا خودم میبینم به مینیمالیسم نزدیک شده است.
اما از طرف دیگر همین چیزی كه به سبک شما تبدیل شده گاهی اوقات منتقدانی دارد كه معتقدند طراحیهای آقای حقیقی خیلی شبیه به هم شده، مخصوصا در مورد كتابهایی كه نشر مركز درمیآورد.
ممكن است اینگونه باشد. من نقد دیگران را انكار نمیكنم. از این طرف هم بدم نمیآید كه این تشخیص داده بشود كه كارهای من قابل شناسایی است. این همیشه برای طراح خوب است. اما اگر قرار بشود كه نتواند بیانگر محتوا باشد قطعا از نكات ضعفی است كه آنها درست تشخیص دادهاند. در مورد بعضی كارها با ناشر علیالخصوص نشر مركز كه نشر پركاری است به نتیجه دوسویه میرسیم كه ما به یونیفرمهایی دست پیدا كنیم كه در حقیقت آن یونیفرم بیانگر صفاتی یک نویسنده شاخص یا مشهور باشد. ممكن است آن سری از صفات لزوما بیانگر محتوای هر یک از كتابها نباشند.
معمولا از طراحی و نقاشی در طراحی جلدتان كمتر استفاده میكنید؟
اخیرا كمتر.
دلیل خاصی دارد؟
نه. عرض كردم .برای رسیدن به همان تجرید بیشتر یا رفتار مینیمالیسم.
مساله دیگر بحث تایپوگرافی است. برخی اخیرا در طراحی جلد كتاب خیلی به آن میپردازند. با توجه به اینكه من همیشه كارهایی نویی از شما میبینم ، اما تا به حال ندیدم به این سمت بروید؟
اینكه میفرمایید برای من ندیدید به خاطر تعریفی است كه از تایپوگرافی در ایران بجا مانده. لااقل مثل فرنگ نیست كه لزوما ما متكی به تایپ فیس یا فونت باشیم. بلكه تمام رفتارهایی كالیگرافی یعنی خوشنویسی یا آزاد نویسی هند رایتینگ و یا تایپ و گرافیكک متكی به تایپ فیس است. جلد كتابهای ما هم اخیرا زیاد شده. من شخصا در كارنامهام این رفتار آزادنویسی را در بسیاری از كتابهای نشر مركز و اختران كه جزو همین رده تایپوگرافی كه در ایران به معنای نوشتاری به خودش گرفته و چاپ شده دارم.
آخر در ایران تایپوگرافی را یكجوری یأجوج و مأجوج تعبیر میكنند؟
بله ، این مساله متاسفانه به دلیل ندانمكاریها یا كثرت اینگونه رفتارهای نوجوانان است كه اتفاق افتاده و این معنا حاصل شده كه معنای درخوری نیست. در حقیقت الان هر نوع كار گرافیكی را كه نوشتهها در آن در هم پیچیده باشد ، حتی اگر بعضا ناخوانا باشد میگویند تایپوگرافیک. اصلا معنای تایپوگرافیک در طراحی گرافیک به هیچ وجه این نیست. یعنی سابقهای بسیار طولانی هم در ایران ما از پنجاه سال گرافیک ایران ، كه نمایشگاهی تهیه دیدیم ، داریم و در طراحی اروپایی هم از آغاز پیدایش گرافیک كارهای مبتنی بر تایپ فیس و حروف در طراحیشان موجود است، اگر در ایران چند سالی است كه این موضوع باب شده و این عنوان را گرفته به دلیل ساختن گونهای بازار اغتشاش ، یا از آب گلآلود ماهی گرفتن است وگرنه پیچاندن در هم حروف و ناخوانا كردن به معنای تایپ گرافیک نیست و تصور من این است كه این یكی از آسیبهایی است که گرافیک ما درست به زبان ما میزند. من اصلا اعتقاد ندارم كه ما بر جلد كتاب نوشتههایی را بگذاریم كه خوانا نباشند ولی اكنون در ویترین كتابفروشیها ما شاهد این موضوع هستیم. در هم پیچاندن و یا پشت و رو كردن حروفی كه به زبان زیبای فارسی ما و به خط فخیم ما لطمه میزند.
فكر میكنید طراحی جلد كتاب در ایران به شكل سازمند و ساختاری چه توسط ناشرین و چه طراحان جدی گرفته میشود؟
برمیگردم به خاطرهی همان سیوهفت، هشت سال پیش خودم و میگویم كه قبل از من اساتید من آقایان ممیز و مثقالی ، كار طراحی جلد كتاب را با ناشرین معتبر آغاز كرده بودند، هرگاه پای ناشر معتبری در میان باشد، ناشری كه فرهیخته باشد و به طراح جلد كتاب رجوع كرده باشد شما جای پای طراحی خوب را روی جلد كتاب شاهد خواهید بود. مگر اینكه ناآگاهیها یا ندانستگیهایی از جانب كسانی كه فقط كتابهایی را چاپ میكنند كه بفروشند اتفاق بیفتد كه متأسفانه ممكن است اكثریت هم با آنها باشد.
ناراحت نیستید از اینكه ویترین این بخش از كار شما بر كارهای دیگرتان غلبه كرده؟
خیر. ببینید من خودم خیلی سعی میكنم نام هنری رویش نگذارم. اگر بخشی كمرنگ میشود ترجیحا بخش دیگر را میتوان پررنگ كرد. سالهاست ، مثلا چیزی حدود شش، هفت سال میشود كه پوسترهای سینمایی را به طراحان گرافیک باسابقه یا به من ، سفارش نمیدهند. خب من دارم جبران آن رفتارهای طراحی تجربیام را روی جلد كتابهایم میكنم.
چرا پس اسمش را كار هنری نمیگذارید؟
من گرافیک را یک ارتباط تصویری میدانم. اول از همه كه ملزم است متكی به سفارش باشد. ببینید گرافیک تا یک سفارش نباشد اتفاق نمیافتد. من اعتقاد ندارم كه گرافیک را برای دل خودم انجام میدهم ، اول یک سفارش باید باشد از کسی. در حقیقت یک متن اولیهای است كه من متن ثانویه را بر مبنای آن میسازم. من نفر بعدی هستم كه میآیم. گرافیک تفاوت دارد با نقاشی. اگر این اثری كه من تولید كردم بتواند به ماندگاری دست پیدا بكند ممكن است كه جامعه به آن اطلاق نام هنری بكند. من از اول خودم را محق نمیدانم كه نام اثر هنری بر كار گرافیكی بگذارم.
خیلی معقول برخورد میكنید آقای حقیقی ...
امیدوارم بتوانم این تعریف را داشته باشم. دلیل اینكه جوانها میخواهند به هر اثری كه تولید میكنند معنای هنری اطلاق كنند به این سبب است كه میخواهند خودشان را در جایگاه والاتری قرار بدهند. من اصلا اعتقاد ندارم كه یكک طراح گرافیک جایگاهی والاتر از یک نقاش یا یک آهنگساز دارد.
كار طراحان جوان جلد كتاب را چطور میبینید؟ خوب است؟
بعضیها واقعا درجه یک و خوب هستند ولی بعضیهاشان نه. همان رفتاری را میكنند كه به قول شما پسند بازار است و ناشرانی كه نادانسته آن سفارشها را میدهند دچار آن اعوجاج رفتاری حروف هستند كه تصور میكنم مد روز است و ممكن است بهتر بفروشند. اما نامهای بسیار شاخصی حضور دارد در جوانان روی طراحی جلد كتاب كه ما اكنون داریم و بسیار باعث خوشحالی من است كه ناامیدی كه مثلا ما پانزده سال پیش در كشور داشتیم نسل جوان گرافیک ما آمدند و در حقیقت بخشی را پر كردند، امیدوارم كه این نسل ناامید نباشند كه نسل بعدی از راه میرسد.
در بین كارهایی كه طراحی كردید و از بین طرح جلدهایی كه زدید كدام یک را از همه بیشتر میپسندید؟
تقریبا بیشترین كارهایی را كه با نشر مركز و اختران دارم میپسندم. برای اینكه فضای آزاد و بازی در اختیار من میگذارند، بیآنكه فشاری بیاورند یا مثلا اعمال سلیقههای خاصی بكنند. اگر هم اعمال سلیقههایی میكنند، اعمال سلیقههای حرفهای از جانب یک ناشر است و به شخصه مثلا همینطوری الان دارد به خاطرم میآید "یوزپلنگانی كه با من دویدهاند" مال بیژن نجدی را فرضا دوست دارم یا بقیه كارها یا جلد كتابهایی را كه برای بیژن نجدی زدم كلا دوست دارم یا الان حضور ذهن ندارم از جلد كتابهایی كه برای انتشارات امیركبیر زدم در سال پنجاه و شش.
چون اسم آقای نجدی را آوردید ، این سوال را میپرسم. نویسندهی كتاب آیا نقشی در این كه كارتان خوبتر در بیاید دارد؟
بله نقش دارد. چون ترجیح میدهم كتابها را بخوانم اگر توانش را داشته باشم. لااقل كتابهایی را كه مجموعه داستانهای كوتاه یا شعر است قطعا میخوانم. مگر اینكه مثلا رمان بسیار سنگینی باشد كه نتوانم بخوانم. آن وقت از نویسنده یا مترجمش میخواهم كه خلاصهای به من بگوید یا تعریفی از فضایی كه ساخته بكند. من در حقیقت آن وقت باید فضا را از جانب روایت او درک بكنم و این خواندن و شنیدن قطعا برای رسیدن به درک فضای اصلی نویسنده است. صاحب اصلی یک اثر تالیفی اول از همه نویسندهاش است.
گفتگو با استاد ابراهیم حقیقی را امروز منتشر کرد. متن کامل این گفتگو پیش روی شماست:
چه شد كه ابراهیم حقیقی به بزرگترین طراح جلد كتاب ایران تبدیل شد؟
این شایعهای است که من اصلا آن را قبول ندارم. من فقط طراحی جلد كتاب میكنم. مثل دیگر كارهای گرافیكی كه انجام میدهم. در حقیقت از سی و چند سال پیش تا كنون بطور مداوم طراحی جلد كتاب را برعهده داشتهام و دلیل آن علاقهام به كتاب یا آشناییام با ناشران متعدد بوده است.
ولی الان كتابهای با طراحی جلد شما به بازار میآیند...
این از لطف ناشرهاست به من.
در طراحی جلد كتاب شیوه خاصی دارید كه معمولا خیلی ساده است و با اشكال هندسی كار میشود. آیا در این زمینه ایده خاصی دارید؟
من در تمام كارهایم سعی میكنم و یا این سعی را داشتهام كه به محتوا بپردازم. یعنی فرمهای در خور محتوای هر موضوعی را پیدا كنم. فرقی نمیكند كه این جلد كتاب باشد یا مثلا پوستری باشد برای فیلم سینمایی یا تاتر. در حقیقت مضمون اصل اول است كه راهبر من میشود برای پیدا كردن فرم. اما این چیزی كه شما میفرمایید تصور میكنم در طول سالیان در مورد هر كار هنری و یا هر اثر هنرمندی كمكم اتفاق میافتد كه به اكستاراسیون یا تجرید بیشتری میرسد و بعضی كارهای اخیرم را كه دیگران و یا خودم میبینم به مینیمالیسم نزدیک شده است.
اما از طرف دیگر همین چیزی كه به سبک شما تبدیل شده گاهی اوقات منتقدانی دارد كه معتقدند طراحیهای آقای حقیقی خیلی شبیه به هم شده، مخصوصا در مورد كتابهایی كه نشر مركز درمیآورد.
ممكن است اینگونه باشد. من نقد دیگران را انكار نمیكنم. از این طرف هم بدم نمیآید كه این تشخیص داده بشود كه كارهای من قابل شناسایی است. این همیشه برای طراح خوب است. اما اگر قرار بشود كه نتواند بیانگر محتوا باشد قطعا از نكات ضعفی است كه آنها درست تشخیص دادهاند. در مورد بعضی كارها با ناشر علیالخصوص نشر مركز كه نشر پركاری است به نتیجه دوسویه میرسیم كه ما به یونیفرمهایی دست پیدا كنیم كه در حقیقت آن یونیفرم بیانگر صفاتی یک نویسنده شاخص یا مشهور باشد. ممكن است آن سری از صفات لزوما بیانگر محتوای هر یک از كتابها نباشند.
معمولا از طراحی و نقاشی در طراحی جلدتان كمتر استفاده میكنید؟
اخیرا كمتر.
دلیل خاصی دارد؟
نه. عرض كردم .برای رسیدن به همان تجرید بیشتر یا رفتار مینیمالیسم.
مساله دیگر بحث تایپوگرافی است. برخی اخیرا در طراحی جلد كتاب خیلی به آن میپردازند. با توجه به اینكه من همیشه كارهایی نویی از شما میبینم ، اما تا به حال ندیدم به این سمت بروید؟
اینكه میفرمایید برای من ندیدید به خاطر تعریفی است كه از تایپوگرافی در ایران بجا مانده. لااقل مثل فرنگ نیست كه لزوما ما متكی به تایپ فیس یا فونت باشیم. بلكه تمام رفتارهایی كالیگرافی یعنی خوشنویسی یا آزاد نویسی هند رایتینگ و یا تایپ و گرافیكک متكی به تایپ فیس است. جلد كتابهای ما هم اخیرا زیاد شده. من شخصا در كارنامهام این رفتار آزادنویسی را در بسیاری از كتابهای نشر مركز و اختران كه جزو همین رده تایپوگرافی كه در ایران به معنای نوشتاری به خودش گرفته و چاپ شده دارم.
آخر در ایران تایپوگرافی را یكجوری یأجوج و مأجوج تعبیر میكنند؟
بله ، این مساله متاسفانه به دلیل ندانمكاریها یا كثرت اینگونه رفتارهای نوجوانان است كه اتفاق افتاده و این معنا حاصل شده كه معنای درخوری نیست. در حقیقت الان هر نوع كار گرافیكی را كه نوشتهها در آن در هم پیچیده باشد ، حتی اگر بعضا ناخوانا باشد میگویند تایپوگرافیک. اصلا معنای تایپوگرافیک در طراحی گرافیک به هیچ وجه این نیست. یعنی سابقهای بسیار طولانی هم در ایران ما از پنجاه سال گرافیک ایران ، كه نمایشگاهی تهیه دیدیم ، داریم و در طراحی اروپایی هم از آغاز پیدایش گرافیک كارهای مبتنی بر تایپ فیس و حروف در طراحیشان موجود است، اگر در ایران چند سالی است كه این موضوع باب شده و این عنوان را گرفته به دلیل ساختن گونهای بازار اغتشاش ، یا از آب گلآلود ماهی گرفتن است وگرنه پیچاندن در هم حروف و ناخوانا كردن به معنای تایپ گرافیک نیست و تصور من این است كه این یكی از آسیبهایی است که گرافیک ما درست به زبان ما میزند. من اصلا اعتقاد ندارم كه ما بر جلد كتاب نوشتههایی را بگذاریم كه خوانا نباشند ولی اكنون در ویترین كتابفروشیها ما شاهد این موضوع هستیم. در هم پیچاندن و یا پشت و رو كردن حروفی كه به زبان زیبای فارسی ما و به خط فخیم ما لطمه میزند.
فكر میكنید طراحی جلد كتاب در ایران به شكل سازمند و ساختاری چه توسط ناشرین و چه طراحان جدی گرفته میشود؟
برمیگردم به خاطرهی همان سیوهفت، هشت سال پیش خودم و میگویم كه قبل از من اساتید من آقایان ممیز و مثقالی ، كار طراحی جلد كتاب را با ناشرین معتبر آغاز كرده بودند، هرگاه پای ناشر معتبری در میان باشد، ناشری كه فرهیخته باشد و به طراح جلد كتاب رجوع كرده باشد شما جای پای طراحی خوب را روی جلد كتاب شاهد خواهید بود. مگر اینكه ناآگاهیها یا ندانستگیهایی از جانب كسانی كه فقط كتابهایی را چاپ میكنند كه بفروشند اتفاق بیفتد كه متأسفانه ممكن است اكثریت هم با آنها باشد.
ناراحت نیستید از اینكه ویترین این بخش از كار شما بر كارهای دیگرتان غلبه كرده؟
خیر. ببینید من خودم خیلی سعی میكنم نام هنری رویش نگذارم. اگر بخشی كمرنگ میشود ترجیحا بخش دیگر را میتوان پررنگ كرد. سالهاست ، مثلا چیزی حدود شش، هفت سال میشود كه پوسترهای سینمایی را به طراحان گرافیک باسابقه یا به من ، سفارش نمیدهند. خب من دارم جبران آن رفتارهای طراحی تجربیام را روی جلد كتابهایم میكنم.
چرا پس اسمش را كار هنری نمیگذارید؟
من گرافیک را یک ارتباط تصویری میدانم. اول از همه كه ملزم است متكی به سفارش باشد. ببینید گرافیک تا یک سفارش نباشد اتفاق نمیافتد. من اعتقاد ندارم كه گرافیک را برای دل خودم انجام میدهم ، اول یک سفارش باید باشد از کسی. در حقیقت یک متن اولیهای است كه من متن ثانویه را بر مبنای آن میسازم. من نفر بعدی هستم كه میآیم. گرافیک تفاوت دارد با نقاشی. اگر این اثری كه من تولید كردم بتواند به ماندگاری دست پیدا بكند ممكن است كه جامعه به آن اطلاق نام هنری بكند. من از اول خودم را محق نمیدانم كه نام اثر هنری بر كار گرافیكی بگذارم.
خیلی معقول برخورد میكنید آقای حقیقی ...
امیدوارم بتوانم این تعریف را داشته باشم. دلیل اینكه جوانها میخواهند به هر اثری كه تولید میكنند معنای هنری اطلاق كنند به این سبب است كه میخواهند خودشان را در جایگاه والاتری قرار بدهند. من اصلا اعتقاد ندارم كه یكک طراح گرافیک جایگاهی والاتر از یک نقاش یا یک آهنگساز دارد.
كار طراحان جوان جلد كتاب را چطور میبینید؟ خوب است؟
بعضیها واقعا درجه یک و خوب هستند ولی بعضیهاشان نه. همان رفتاری را میكنند كه به قول شما پسند بازار است و ناشرانی كه نادانسته آن سفارشها را میدهند دچار آن اعوجاج رفتاری حروف هستند كه تصور میكنم مد روز است و ممكن است بهتر بفروشند. اما نامهای بسیار شاخصی حضور دارد در جوانان روی طراحی جلد كتاب كه ما اكنون داریم و بسیار باعث خوشحالی من است كه ناامیدی كه مثلا ما پانزده سال پیش در كشور داشتیم نسل جوان گرافیک ما آمدند و در حقیقت بخشی را پر كردند، امیدوارم كه این نسل ناامید نباشند كه نسل بعدی از راه میرسد.
در بین كارهایی كه طراحی كردید و از بین طرح جلدهایی كه زدید كدام یک را از همه بیشتر میپسندید؟
تقریبا بیشترین كارهایی را كه با نشر مركز و اختران دارم میپسندم. برای اینكه فضای آزاد و بازی در اختیار من میگذارند، بیآنكه فشاری بیاورند یا مثلا اعمال سلیقههای خاصی بكنند. اگر هم اعمال سلیقههایی میكنند، اعمال سلیقههای حرفهای از جانب یک ناشر است و به شخصه مثلا همینطوری الان دارد به خاطرم میآید "یوزپلنگانی كه با من دویدهاند" مال بیژن نجدی را فرضا دوست دارم یا بقیه كارها یا جلد كتابهایی را كه برای بیژن نجدی زدم كلا دوست دارم یا الان حضور ذهن ندارم از جلد كتابهایی كه برای انتشارات امیركبیر زدم در سال پنجاه و شش.
چون اسم آقای نجدی را آوردید ، این سوال را میپرسم. نویسندهی كتاب آیا نقشی در این كه كارتان خوبتر در بیاید دارد؟
بله نقش دارد. چون ترجیح میدهم كتابها را بخوانم اگر توانش را داشته باشم. لااقل كتابهایی را كه مجموعه داستانهای كوتاه یا شعر است قطعا میخوانم. مگر اینكه مثلا رمان بسیار سنگینی باشد كه نتوانم بخوانم. آن وقت از نویسنده یا مترجمش میخواهم كه خلاصهای به من بگوید یا تعریفی از فضایی كه ساخته بكند. من در حقیقت آن وقت باید فضا را از جانب روایت او درک بكنم و این خواندن و شنیدن قطعا برای رسیدن به درک فضای اصلی نویسنده است. صاحب اصلی یک اثر تالیفی اول از همه نویسندهاش است.
نقل از رادیو زمانه .
گفتگوی بلند روزنامه حیات نو با رضا عابدینی :
الان بحثهایی كه چند سالی است مطرح است بحث هویت ایرانی كارهاست. اینكه ما غرب زده شدهایم و كارمان را اگر كنار یك كار غربی بگذارند قابل تشخیص نیست كه كدامش ایرانی است و خلاصه از این مسائل. اما سئوالی كه اینجا پیش میآید این است كه آیا مثلا وجود یك سرو یا چند تا اسلیمیختایی در یك پوستر هویت ایرانی به كارمیدهد؟
من كاری ندارم كه بقیه چه كار میكنند. اضافه كردن یا استفاده كردن یك شكل با المان ایرانی یك اثر را لزوما ایرانی نمیكند. مسئله این است كه ساختار گرافیك در همه دنیا كاملا ساختار اروپایی و آمریكایی است. مینیاتوری را كه دیروز یك هنرمند ایرانی، ساخته، ایرانی است به همان نسبت كاری كه امروز یك ایرانی بسازد هم، ایرانی است. اما اینكه در آن هیچ عنصر ایرانی نباشد دلیل بر رد ایرانی بودن آن نیست. اینكه فكر كنیم بیاییم عتیقه فروشی باز كنیم و كار سنتی انجام دهیم، یعنی ایرانی كار كردهایم، درست نیست. «سنتی» كه در ایران میگوید معنایش قدیمیاست در حالی كه اینطور نیست. شما میتوانید كاری درست كنید كه با تمام قواعد امروزی هماهنگ باشد. میتوانیم با همه ابزارهای جدید دردنیا كار كنیم و چون هنرمند ایرانی هستیم كارمان ایرانی باشد.
من در كارهایم به زور دنبال چپاندن یك عنصر ایرانی نیستم. سعی میكنم ایرانی فكر كنم. طبیعتا در این ایرانی فكر كردن، به مینیاتور رجوع میكنم، به نقاشیهای قاجار، به خط فارسی و هزار چیز دیگر فكر میكنم، اما اصلا قرار نیست نبش قبر كنم و اینها را كپی كنم. باید یاد بگیرم كه هنر ایرانی چه خاصیتهای كلی دارد. اینها را سعی میكنم در شكل و مدیاهای معاصر نمایش بدهم.
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...
یکی از اعضای هیات مدیره این اتحادیه گفته است:" تعرفههای قبلی مربوط به سال 82 است و افزایش حداکثر 35 درصدی در آنها از تعرفههای همین سال محاسبه شده که با توجه به نرخ تورم و افزایش بیش از صد درصدی هزینههای چاپخانهها ، هنوز با قیمتهای واقعی فاصله زیادی دارد".
علی نیکوسخن با شاره به موافقت مجمع امور صنفی با تعرفه جدید ، افزود:" ما در ابتدا از مجمع امور صنفی خواستیم اجازه افزایش تا 60درصد را بدهد که آنها با این سقف افزایش موافقت نکردند".
این افزایش قیمت در حوزههای چهارگانه چاپ ، بستهبندی ، حروفچینی و صحافی از 20 تا 35درصد است.
این کتاب درباره شاخه جدیدی در طراحی گرافیک است که با عنوان Touch Graphic معرفی شده است. گرافیک حسی را نازمریم شیخها ترجمه و تالیف کرده است. در مقدمه این کتاب آمده است:
" Touch Graphic یک شاخه طراحی کاملا جوان در رشته گرافیک است.این روش از آنجا بوجود آمده که طراحان گرافیک میخواهند ایدههای اصیل داشته باشند ، چیزی که بیرون از شلوغی طرح و ایده ایستاده باشد و علاقه طراح به امتحان کردن محدودیتها و بالا بردن ضریب شوخی با طرح را نشان میدهد . . . گرافیک حسی همان نهایتی است که طراحان خلاق میخواهند به آن برسند . . . ".
اسکات ویتهام مولف این کتاب در نامهای که برای مترجم فارسی کتاب نوشته و در صفحات آغازین این کتاب درج شده ، آورده است:" . . . با نگاه کردن به گذشته و قبول کردن ایدههای جدید آزمایش شده با نوع ، رنگ و تصورات ، طراحان جوان ایرانی میتوانند به سهم نگاه آینده به ایران کمک کنند".
این کتاب در 149 صفحه و بصورت چهار رنگ و در قطع خشتی به چاپ رسیده و با قیمت 4000 تومان عرضه شده است.
مقاله زیر را مجید کاشانی ، طراح و منتقد گرافیک ، درباره دوسالانه پوستر جهان اسلام نوشته است:
هیاهوی جهانی پوستر جهان اسلام
1. چرا چهارصد پوستر؟ چرا جهان اسلام؟ چرا این همه تکرار؟
2. چون ما در گالری صبا فضای زیادی داریم. چون کشور ما یک کشور اسلامی است. چون تخصص ما "توجیه" است و تکرار! چون . . .
3. باز هم همان حدیث همیشه گرافیک این روزها. باز هم نمایشگاه و دو سالانه. باز هم ازدحام آشنای روز افتتاحیه. دوباره عکسهای یادگاری کنار پوسترها. دوباره بولتن و نقد و جایزه و سخنرانی. دوباره رد همه دیگران و تمجید ازتمام خودیها!
4. زمانی که استادان جوادیپور و بریرانی دانه دانه شروع به چیدن پی گرافیک ایران کردند حتی خیال این بنای بلند بینظم هم دور از تصورشان بود و شاید آن روز غروب که مرتضی ممیز جوان روی یکی از نیمکتهای دانشکده هنرهای زیبا در کنار قباد شیوا از آینده سخن میگفتند ، فکر این بلبشو از تخیل قدرتمند هیچکدامشان نگذشته بود. آن روزها تعداد طراحان گرافیک از انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کرد و در مقابل ، جامعهای بود که تازه داشت طعم گس مدرنیته را میچشید و تشنه گرافیک بود. اکنون بعد از نیم قرن ، همه چیز انگار برعکس شده است! جمعیت طراحان ، دانشجویان و استادان گرافیک در یک رستاخیز تاریخی از حد گذشته است و حال ، گویا این اجتماع است که ظرفیت پذیرش آن همه را ندارد. لاجرم موزه هنرهای معاصر ، مرکز صبا ، موزه فلسطین ، امام علی ، خانه هنرمندان و . . . محل بروز استعدادهای کوچک و بزرگ طراحان غالبا جوانی شده است که طبیعت بشری ، مجوز نیاز به عرض اندام را برایشان صادر کرده است.
5. به گالری صبا که رفتی پیش ازهمه ، وسط هر کدام از سالنها بایست. سپس سرجایت دوری بزن و پوسترها را آرام و بدون توجه به جزییاتشان از نظر بگذران. بعد چشمانت را ببند و یک بار آنچه را که دیدهای مرور کن. کدام پوستر ترا جذب کرده؟ کدام یکی در ذهنت مانده است؟ چه تعداد از پوسترها ، تنها رنگی یکدست بر سراسر سطح شان داشتند و تصویری یا نوشتهای در گوشه ، وسط یا کنار؟ این ویژگی را در خیلی از پوسترها دیدهای و کلمات بینوا را که بیدلیل بهم ریختهاند. حالا تک تک آنها را با دقت نگاه کن. عنوان چندتایشان را اصلا نتوانستی بخوانی؟! از دیدن تصاویر چند پوستر ، ارتباطی میان موضوع وتصویر کشف کردی؟ از برخورد با چند ایده هیجان زده شدی؟
۶. شاید بسیاری از کسانی که دوسالانه پوستر جهان اسلام را از نزدیک دیدهاند ، موافق این نظر باشند که سطح کیفی آثار از "بسیار ضعیف" تا "بسیار عالی" در نوسان است. این قضاوت بدون در نظر گرفتن سلایق و تنها با معیارهای علمی پوستر ، شدنی است. در میان آثار راهیافته میتوان طیفی از کارهایی را دید که بیشتر به تمرین فتوشاپ میمانند تا آثاری منسجم ، با ترکیببندی ، رنگ ، ایده و فضاهایی حساب شده و آگاهانه. فکر کردن راجع به اینکه میشد با وسواس بیشتری انتخاب کرد ، پر بیراه نیست. شاید اگر ایده پرکردن تمام گالریهای مرکز صبا وسودای نشان دادن عظمت این دوسالانه وجود نداشت ، اکنون با صد پوستر برگزیده روبرو بودیم که هر کدام حرفی نو برای بیان داشتند و الگویی مناسب بودند برای آنانی که تازه پای در راه گذاشتهاند و ناخوداگاه با دیدن ، میآموزند.
7. در این میان اما یک ویژگی مثبت در اکثر آثار خودنمایی میکند: "کیفیت اجرا". مخصوصا وقتی که آثار ایرانی را در کنار پوستر طراحان خارجی به تماشا میایستیم. به لطف دنیای دیجیتال و سلیقه طراحان وطنی ، کیفیت بسیار خوب اجرا در پوسترهای ایرانی جای خوشحالی دارد. اکثر پوسترها چه در این دوسالانه و چه در سایر نمایشگاهها ، دارای کیفیت بالایی به لحاظ نوع و تکنیک اجرا هستند و این جای بسی خوشبختی است. جریانی که طراحان جوان را برانگیخته که در انتخاب تصاویر ، نوشتهها ، رنگها و . . . وسواس بیشتری به خرج دهند تا در نهایت ، شاهد کیفیت بسیار بالای اجرای اکثر آثار گرافیکی باشیم.
8. شاید در بیینالها و جشنوارههای بسیاری که در گوشه و کنار دنیا برگزار میشود ، چندان که باید ، به مقوله چیدمان پوسترها توجه نمیشود. اما حتی این دلیل هم توجیه خوبی نیست که در دوسالانه پوستر جهان اسلام شاهد ضعف در این بخش نیز باشیم. کاغذهای راهنما ، گهگاه با اطلاعات و ترجمههای ناقص و غلط ، عدم دقت در فواصل و راستای نصب پوسترها و چیدمان نا موزون آثار به لحاظ مضمون و محتوا. در بسیاری از گالریهای معتبر دنیا ، گروههای متخصصی صرفا برای کارهای سختافزاری اینچنینی وجود دارند که نظارهگران ، شاهد اغتشاش در فضای بصری چیدمان آثار نباشند.
9. دومین بیینال پوستر جهان اسلام چه گرهای از گرافیک ایران گشود؟ چه چیز نو و جذابی را به مخاطبان ارایه داد؟ بازخورد بیرونی این اتفاق پرهزینه ، برای سفارشدهندگان چه بود؟ گوش بگیرید . . . این روزها برخی از ادغام این دوسالانه با "بیینال گرافیک تهران" بعنوان یک زیرشاخه سخن میرانند. کاش این اتفاق بیفتد. کاش این اتفاق نیفتد . . . نمیدانم.
10. راستی . . . کسی هست به ما بگوید چرا پوستر "جهان اسلام"؟ چرا چهارصد پوستر ؟ چرا این همه تکرار؟!
«تايپوگرافي ايراني» نام نمايشگاهي بود كه در ارديبهشت امسال به مدت 10روز به دعوت دانشگاه بازل سوئيس برگزار شد.
به همين مناسبت در رابطه با اهداف و دستاوردهاي آن، گفتوگويي با ابراهيم حقيقي صورت گرفته است كه ميخوانيد:
مراسم پایانی دومین دوسالانه پوستر جهان اسلام در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این مراسم نفرات برتر به این شرح اعلام شدند:
در بخش پیامبر اعظم لوح افتخار، تندیس موسسه صبا و ۱۵ سکه بهار آزادی به مریم آزاد اهدا شد. همچنین در این بخش لوح افتخار ، تندیس موسسه صبا و ۱۰ سکه بهار آزادی به روحاله شفیعی بعنوان نفر دوم ، لوح تقدیر و تندیس بهمراه ۷ سکه بهار آزادی به سید نظامالدین امامیفر بعنوان نفر سوم تعلق گرفت. همچنین در این بخش از محمد خزایی و پژمان رحیمزاده نیز تقدیر شد.
در بخش فرهنگی و اجتماعی ، جایزه اول به پویا احمدی (لوح تقدیر، تندیس، ۱۵ سکه بهار آزادی) جایزه دوم به احسان عنتابی از سوریه (لوح تقدیر، تندیس، ۱۰ سکه بهار آزادی) و جایزه سوم به پیمان پورحسین (لوح تقدیر، تندیس، ۷ سکه بهار آزادی) تعلق گرفت. در این بخش از سید مصطفی موسوی کلانتری ، مهران زمانی ، مهدی حاج محمدی و ایمان صفایی نیز تقدیر شد.
در بخش فلسطین، ۱۵ سکه به همراه لوح و تندیس به هانی شرف از فلسطین، ۱۰ سکه ، لوح تندیس به ابوالفضل خسروی بعنوان نفر دوم و ۷ سکه بهمراه تندیس و لوح تقدیر به نغمه فلور ذبیحی تعلق گرفت. در این بخش همچنین از سمیه نیکزاد تقدیر شد.
در بخش نامآوران جهان اسلام کوروش پارسانژاد بعنوان نفر اول (لوح، تندیس و ۱۵ سکه)، شاپور حاتمی به عناون نفر دوم (لوح تقدیر، تندیس، ۱۰ سکه بهار آزادی) و علی خورشیدپور بعنوان نفر سوم (لوح تقدیر، تندیس، ۷ سکه بهار آزادی) معرفی شدند. همچنین از هما دلورای نیز در این بخش تقدیر به عمل آمد.
همچنین از آثار هنرمندان غیرمسلمان نیز در بخش جنبی تقدیر شد. در این بخش جایزه اول (لوح تقدیر، تندیس، ۱۵ سکه بهار آزادی) به یوزف هولارت از لهستان، جایزه دوم (لوح تقدیر، تندیس، ۱۰ سکه بهار آزادی) به میرسلاو آدامشیک از لهستان جایزه سوم (لوح تقدیر، تندیس، ۱۵ سکه بهار آزادی) به لائو سوهونگ از هنگ کنگ اهدا شد.


|
|
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2004-2009 © by brush
|