احمد رضا دالوند معتقد است دوسالانه نهم گرافیک بیپایه و اساس بود.
این طراح گرافیک به
خبرگزاری شبستان گفته است:" برگزاری دوسالانه پر سر و صدای گرافیک نهم را با توجه به مشکلات زیادی که در گرافیک ایران موج میزند، درست نمیدانم".
وی ادامه داد:" در ایران سالانه چند هزار دانشجو در رشته گرافیک پذیرفته میشوند، ولی بعد از چهار یا پنج سال تحصیل میتوان ادعا کرد که تنها دو یا سه طراح گرافیک به جامعه تحویل میدهند".
وی افزود:" نحوه آموزش در دانشگاهها و بازار سیاه گرافیک در ایران دو آسیب جدی است که گرافیک ایران به آن دچار شده است به خصوص در بازار گرافیک که وضع بازار سیاه تاکسیرانی از آن بهتر است. زیرا بسیاری از افراد بدون ارزیابی درست و بدون داشتن هویت طراحی گرافیک، دچار توهم طراحی شده و کار میکنند".
وی از روند جایگزینی کمیت انبوه به جای کیفیت صحبت کرد و گفت:" در دنیا پوستر لهستان معروف است ولی در این کشور از سال 1960 تاکنون تنها دو مدرسه گرافیک یکی در ورشو و دیگری در کراکف وجود دارد که سالانه براساس نیاز جامعه تعداد محدودی دانشجو میپذیرند، ولی در ایران تنها کمیت و نشان دادن آمار بالا مد شده است".
دالوند ادامه داد:" در شرایطی که در جهان امروز شیوه گرافیک را به نام کشورها نسبت میدهند، کسی از شیوه گرافیک ایرانی صحبت نمیکند آن هم با وجود هزاران سال قدمت فرهنگی که داریم".
دالوند اظهار داشت:" کشاورزان سوییسی در قرنهای 18 و 19 میلادی مهرهای چوبی درست میکردند و روی گونیهای غلات به عنوان نشانه مالکیت میزدند که گرافیستهای قرن 20 میلادی سوئیسی آنها را مورد بررسی قرار دادند و با استفاده از آن طرحها و نقشها پایه گرافیک سوییس را گذاشتند ولی ایرانیها به هیچ کجای گنج هزاران سالانه بصری خود مراجعه نکردهاند".
وی گرافیستهای ایرانی را به کودکانی با ارثیهای عظیم تشبیه کرد که به جای استفاده از این ارثیه و درک شهود و روح هنر، به کپیبرداری غلط روی آوردهاند".
وی در مورد آموزش گرافیک در هنرستانهای کشور توضیح داد:" من تمام کتابهای هنرستانهای گرافیک را مطالعه کردهام و با مدرک و سند میگویم تمام آنها اشتباه است، یعنی ما هنرجویی تربیت میکنیم که سواد هنری ندارد".
این طراح گرافیک بیان کرد:" بحث کمیت انبوه تنها در مورد دانشجوهای ما نیست، متاسفانه در مورد کسانی که استاد نامیده میشوند نیز همین جریان برقرار است. ما اینجا کیلویی استاد داریم که کیلویی هم گرافیست تحویل میدهند".
وی به مسابقه گرافیک در ایران اشاره کرد:" ما ایرانیها در دو بخش از گرافیک یعنی کتاب آرایی و تصویرگری مسبوق به سابقه هستیم که درست در همین دو بخش، گرافیک ما تعطیل است و 90 درصد گرافیستهای ما تصویرگری به معنای توانایی تلفیق کردن و طراحی کردن برای کتاب را بلد نیستند".
وی ادامه داد:" در صورتی که نگارگری ایرانی همان تصویرسازی مدرن است، تصویرگری هنری وابسته به متن است و چون کلام بر فرهنگ ایران حاکم بوده است پس ایرانیها بهترین تصویرگرها را داشتهاند و کتابهایی که جمع گروهی خطاط، نگارگر، تذهیب گر، تشبیه ساز، صحاف، وراق و جلدساز به صورت یگانه درست میکردند، امروزه برگ برگ در معتبرترین موزههای دنیا نگهداری میشود که متاسفانه دیگر خبری از آنها نیست".
دالوند با اشاره به بیینال و دوسالانه گرافیک گفت:" در دوسالانه گرافیک ما سایه و کپی دست ششم گرافیک سوییس، آمریکا و چند نشریه کشورهای دیگر دنیا را میبینیم که اصولا با فرهنگ و ارزیابی هنری گرافیک متفاوت است".
وی در پایان خاطرنشان کرد:" در هیچ کجای دنیا در یک دوسالانه که برآمد هنری یک هنر در یک کشور نامیده میشود، پلات چاپ دیجیتالی نمیگذارند. باور کنید با این کارها دنیا به ما میخندد. ما مشکلات بسیار ریزتر و مبناییتری داریم که باید به آنها رسیدگی شود، اما برای ژست و ظاهرسازی فقط بی ینال درست میکنیم".
- هنوزم که هنوزه دارن راجع به بینال حرف میزنن ؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:30  توسط میلاد شاهجانی
|