تبليغاتX
.:: brush ::.
 
.:: brush ::.
 
 
خبرهاو نمونه آثار گرافیک
 
توضیح : مطلب پایین رو در وبسایت رسم خوندم . مطلب جالب در عین حال خلاصه ای هست :
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

سمینار آموزشی تکنیک‌های نوین تبلیغات خلاق و مهندسی تبلیغات این روزها در حال برگزاری است. مقاله تکنیک‌های خلق آگهی‌های تبلیغاتی که توسط یکی از مدرسان این سمینار ( بهنود الله وردی نیک) نوشته شده و پیش‌تر در نشریه مهندسی تبلیغات منتشر شده، پیش روی شماست:

مدیران خلاقیت، طراحان و مشاوران تبلیغات، از شیوه‌های گوناگونی برای طراحی و ساخت آگهی‌های برند مورد نظر خود به کار می‌گیرند. شاید بتوان به طور كلی تكنیک‌ها و شیوه‌های خلق و تولید آگهی را به سه بخش تقسیم كرد:
1. ایده محور (هوشمندنما – منطق گرا)
2. دیده محور (قدرت نما – حس گرا)
3. ایده و دیده محور (تركیب هر دو روش)

 
آگهی ایده محور: در شیوه ایده محور، تاكید بر تاثیر روی فكر مخاطب است. نقش تصویر كمرنگ است به طوری كه اگر همان ایده به صورت شفاهی برای مخاطب بیان شود نیز، بیش از نیمی از تاثیر خود را خواهد گذاشت و پیام را به مخاطب منتقل خواهدكرد. در این روش برداشت مخاطب از هوشمندی یا لااقل "هوشمندنمایی" برند، بر ذهن او تاثیر گذاشته و او را ترغیب و جذب می‌كند و زمان ماندگاری پیام آگهی بر ذهن او را افزایش می‌دهد. اگر هم هیجانی در مخاطب ایجاد شود ناشی از درک مفاهیمی است كه به یاری ذهنش به آنها رسیده و از شوق دستیابی به چنین تفكری و نیز حس مشترک میان خود و پیام دهنده، به هیجان می‌آید.
خلاقیت در این تكنیک حرف اول را می‌زند و گرافیک، صرفا در خدمت دستیابی به ایده، پیام و مفاهیم خلق شده قرار می‌گیرد. به طوری كه در صورت اجرای ضعیف آگهی، اگرچه پیام به طور کامل توسط مخاطب دریافت می‌شود، اما او را به افسوس واداشته كه چرا چنین پیام زیبایی با چنین ضعفی بیان شده است. 

آگهی دیده محور: در این روش، تاكید آگهی دهنده بیشتر بر تاثیر روی احساسات مخاطب و در نتیجه اجرای آگهی است که از طریق بصری به مخاطب منتقل می‌شود. كیفیت تصویر و توانایی بالای طراحی آگهی، حرف اول را می‌زند و دقیقا همین كیفیت است كه مخاطب را مجذوب می‌كند. تماشای تصاویر مختلف، كمک زیادی به رسیدن به ایده‌هایی در این قالب می‌كند. اكثر آگهی‌هایی كه طراح و گرافیست آن، خود مدیر خلاقیت نیز بوده، از این تكنیک پیروی می‌كند. تصویر استفاده شده در آگهی به واسطه كیفیت ویژه‌ای كه دارد، مخاطب را به هیجان می‌آورد كه ناشی از قدرت برند یا لااقل "قدرت نمایی" است و این هیجان باعث ماندگاری در ذهن می‌شود. اگرچه گاهی تصاویر به كار رفته در آگهی‌های خلق شده چنان تاثیرگذار است كه مخاطب نام برند و هدف او را فراموش می‌كند و فقط جذابیت تصویر را به ذهن می‌سپارد.

ایده و دیده محور: در هر چیز میانه روی مناسب و توصیه شده است. اگرچه افراط و تفریط در تبلیغات بسیار توصیه شده زیرا به جلب توجه كمک می‌كند. اما میانه روی در تبلیغات نیز می‌تواند به معنای استفاده توأمان از افراط و تفریط باشد كه با توجه به دو روش ذكر شده، می‌تواند هم به "هوشمندنمایی" و هم به " قدرت نمایی" برند كمک كند و در نتیجه هم بر فكر و هم بر احساسات مخاطب تاثیر مطلوب بگذارد. اما خود ایده‌ها گاهی ذاتا " ایده گرا" یا " دیده گرا" هستند كه باعث ایجاد رویكردهای مختلفی در خلق آگهی‌ها می‌شوند. در واقع هیچ مدیر خلاقیت یا طراح آگهی، ابتدا سبک را انتخاب نمی‌كند، بلكه خود ایده ممكن است ذاتا " منطق گرا" یا " حس گرا" باشد و روش اجرا را معطوف به یكی از روش‌های فوق كند.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 14:47  توسط میلاد شاهجانی  | 

توضیح : چند وقت پیش مطلبی رو در مورد تاریخ گرافیک ( فوتوریست ها ) نوشتم . صحبت از دوئزبورگ شد . برای اطلاع بیشتر از این آدم در مورد فضای فکریش در نقاشی هم نوشتم .
--------------------------------------------------------------------------------------------

 

هنرمنداني نئوپلاستسيسم ناميده مي‌شوندكه در سال 1917 و در هلند گروه هنري متحد و يكپارچه‌اي را تشكيل دادند . هدف اين هنرمندان بازسازي هنر هلندي با روح و رواني نوين ، با توجه با آثار كوبيسم فرانسوي و كنستركتيويسم روسي بود . انگيزه‌هاي هنرمندان اين سبك نشات گرفته از قيامي بر عليه خشونت و شدت عمل غيرمنطقي جنگي كه شعله‌هاي آتشش اروپا را به‌كام خود كشانده بود .

شخصيت‌هاي بنيانگذار اين جنبش « پيت موندريان » و « تئووان دوئزبورگ » مي‌باشند . از ريشه‌هاي فكري اين جنبش تفكرات فيلسوف هلندي « شوئن ميكرز » است . وي بر اين اعتقاد بود كه ما خواهان آنيم كه به طريقي به درون طبيعت نفوذ كنيم  تا ساختار واقعيت بر ما آشكار شود .

موندريان بر اين مبنا اعتقاد داشت كه هنرمند به‌جاي پرداختن به ظاهر اشيا ( رئاليست‌ها ) واقعيت درون آنها را آشكار سازد و اين واقعيت در گرو اشكال آبستره‌ايست كه ريشه در خطوط و سطوح هندسي دارد .اين طرز فكر كاملا مغاير با كاندينسكي است . زيرا وي آشكار شدن واقعيت اشكال را در رهايي احساس مي‌داند نه هندسه .

معمولا هنرمندان شمال اروپا ( مانند موندريان ) در محيطي سرد و مه‌آلود هستند ، پس نقوش تجريدي يكي از وسايل آرامش دهنده در برابر دنياي تاري كه محيط او را انباشته است مي‌شمارد .

دستيابي به انتزاع در نفاشي براي مندريان از اشكال نهفته در طبيعت منتزع مي‌شد ، اما كم‌كم بسوي انتزاع و تجريد و اصول رياضي هندسه رفت .

یکی از مواردی که تفکر دوئزبورگ را از موندریان جدا می ساخت مایل بودن خطوط و سطوح است . دوئزبورگ بر پویایی مبنی بر مایل بودن خطوط و سطوح معتقد بود اما در آثار موندریان خطوط و سطوحی ، عمودی - افقی را شاهدیم .

                         http://brush.blogfa.com - نئوپلاستیسیزم               http://brush.blogfa.com - نئوپلاستیسیزم

                                                   http://brush.blogfa.com- نئوپلاستیسیزم

                                                    (((برای بزرگتر دیدن روشون کلیک کنید )))

                                       دوتای اولی مربوط به مندریان و آخری واسه دوئزبورگ هست .

 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 19:53  توسط میلاد شاهجانی  | 

اشاره : به تازگی در کتاب لوور لند ، توی چهره نگاری ها چهره فتحعلی شاه به عنوان آقای لوور انتخاب شده . چهره نگاره مونالیزا هم به عنوان خانم لوور انتخاب شده .
                               http://brush.blogfa.com
                                         برای اطلاع بیشتر اینجا رو کلیک کنید .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                    

اين نوشتار ترجمه‌اي است از مقدمه كتاب «چهره‌هاي قاجاري» (با عنوان اصلي Qajar Portraits) كه در تكميل كتاب Royal Persian Paintings كه در سال 1998 در حاشيه نمايشگاه بزرگ هنر قاجار در لندن به چاپ رسيد، نوشته شده است و نويسنده در آن به نكات بديع و قابل توجهي در هنر چهره‌نگاري قاجار اشاره كرده است. تنها بخش كوچكي از اين جستار كه درباره ساخت و اهداي نشان‌هاي سلطنتي است، به دليل طولاني بودن متن اصلي، حذف شده است.
«چهره‌هاي قاجاري» گزيده‌اي از چهره‌نگاري‌هاي دوران قاجار است، كه البته تمامي آثار به تصوير درآمده اين عصر (1342ـ1200ه‍ .ق/1925ـ1785 م) را دربر نمي‌‌گيرد، اما مي‌تواند تصويري كلي از اين هنر در مهمترين سده حكومت قاجار را نشان دهد؛ قرني كه از بر تخت نشستن فتحعلي‌شاه در سال 1212ه‍ .ق/ 1797 م آغاز شد و به ترور ناصرالدين شاه در سال 1313ه‍ .ق/1896 م انجاميد. دورنماي سلطنت قاجار به نوعي تحت تأثير حكومت اين دو نفر قرار گرفته است، نه تنها به دليل اينكه هر دوي آنان دوراني طولاني بر تخت نشسته بودند، بلكه از آن رو كه هر دو، هنر پيكرنگاري را به عنوان ابزاري در امر مملكت‌داري به خدمت گرفتند. با اين كه دوران نسبتاً كوتاه سلطنت محمدشاه (1264ـ1250ه‍.ق/1834ـ 1848م) يكدستي ميان اين دو مقطع را مخدوش كرده است (1)، اما در عين حال مي‌توان آن را به عنوان نقطه عطفي دانست كه اختلاف ميان دو نيمه اين سده را نمايان‌تر مي‌سازد. تفاوت ميان اين دو نيمه از مقايسه دو تكچهره به تصوير درآمده توسط نقاشباشي هر دوره بهتر درك مي‌شود؛ تكچهره فتحعلي‌شاه به قلم ميرزابابا به تاريخ 1213ه‍ .ق/1798م. كه اندكي پس از تاجگذاري به تصوير درآمده و ديگري نقاشي كمال‌الملك از چهره ناصرالدين‌شاه كه تنها چندسال قبل از مرگش در تايخ 1307ه‍ .ق (1889م) كشيده شده است. (تصوير 7 و 9)
تعلق اين دو اثر به دو دوره مختلف از همان برخورد نخست آشكار مي‌شود. اين دو تصوير اساساً با دو تعبير مختلف «تصويرپردازي شاهانه» و «شيوه هنرمندانه» از هم متمايز هستند؛ فتحعلي‌شاه در شوكتي شاهانه و كاملاً شرقي و ناصرالدين شاه در هيأت رسمي و نظامي اواخر قرن نوزدهم، اثر ميرزابابا به لحاظ تكنيك، اندازه ابزار و سبك، ادامه سنتي است كه در ربع سوم قرن هجدهم در زمان فرمانروايي خاندان زند در ايران شكوفا گشت، در حالي كه نقاشي كمال‌الملك به سبكي از نقاشي تعلق دارد كه در ربع سوم قرن نوزدهم از اروپا وارد ايران شد. بدين‌سان هر يك از تصاوير به عنوان شاخصي از دو سر اين طيف، نشان‌دهنده تغييرات عميق به وجود آمده در اين دوره به ويژه در جامعه روشنفكري آن زمان است ...  
برای دیدن ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:22  توسط میلاد شاهجانی  | 
 
  بالا  
12 or 24 hours timer



کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2004-2009 © by brush