|
.:: brush ::.
|
||
|
خبرهاو نمونه آثار گرافیک |
متن زیر یک نگاه خیلی اجمالی و تیتر وار به سفال هست که در ادامه جزئیات بیشتری اضافه خواهم کرد ... بعدا از این موضوع ، در مورد کاشی خواهم نوشت :

بين 7 تا 10هزار سال پيش را زمان آغاز ساخت اشيا سفالي ذكر كردهاند ( البته قبل از سفالگري ، سبدبافي كهنترين است ) .
عصرپارينهسنگي دوره پديداري هنر ، عصر ميانسنگي فصل تصويرنگاري و عصر نوسنگي آغاز سفالگري است . در عصر نوسنگي دگدگونيهاي اساسي در زنگي بشر وجود دارد . دستيابي به نساجي ، سفالگري ، تحولات فرهنگي ، صيقل دادن سنگ ، زراعت ، گلهداري ، كوزهگري و ساخت انواع ظروف و فن خانهسازي چيزهايي بود كه در اين عهد بوجود آمد .
رنگ سفالها در مصر قديم ؛ زرد ، قرمز و تيره با مقداري ناخالصي بود . اين سفالينهها خوب پخته نشده و به ندرت لعاب داده شده . در يونان باستان اين فن به درجه كمال خود رسيد . نقوش ، خميرمايه و لعاب به حد ممتاز وجود دارد . در زماني كه هنر سفالگري در يونان به اوج خود بود ، در ايران ظروف سنتي از زر و سيم و با سنگ مرمر ساخته ميشد ، البته بايد توجه داشت كه ايران ( در ناحيه بلوچستان ) از نواحي اوليه در ابداع سفالگري بوده . حدودا هزار سال بعد از دوران طلايي سفالگري در يونان ، اين هنر در ايران به درجه متعالي خود ميرسد .
سفالينههايي در روم ساخته ميشد كه به نام «ويزيگوتي» كه سفالينهايي خاكستري و قرمز بودند . اين نوع سفال در روم رونق داشت .
سفالگري در چين رواج بسيار داشت و در زندگي مردم بعنوان يك عنصر مهم بهشمار ميرفته . چينيها سفالينهايي بسيار ظريف داشتند . از دوره نوسنگي سفالينههاي رنگيني با نام «تساي تائو» در چين ساخته ميشد . در سفالينهاي لعابي چيني تنوع رنگي بيشتري ميتوان ديد كه به درصد تركيبي اكسيدهاي آهن و مس بستگي داشته .
در دوره بيزانس ، ظروفي با نام « اسگرافيتو » ساخته ميشد كه نقشاندازي و برداشت رويه گل به شكل دلخواه پيش از لعابزني عملي ميشده .
در ايران چهار منطقه ، سفالگري بيشتري داشتند : 1- غرب كوههاي زاگرس نزديك كرمانشاه
2- كرانههاي جنوب درياي خزر
3- شمالغرب آذربايجان
4- ناحيه جنوبشرق ايران مانند بلوچستان
هزاره چهارم قبل از ميلاد زمان اختراع چرخ سفالگري در ايران است .
هخامنشيان دگرگوني فراواني در هنر سفالگري پديد آوردند از جملهساخت ظروفساغرين (ريتون ) .
استفاده از لعاب براي پوشش و تزيين كاخها و ديوارههاي عمارات شاهي و آجرهايي با نقش حيوانات و انسان از همين دوران متداول شده
هنر اشكانيان در دو مقطع بزرگ مورد بررسي قرار ميگيرد : « هنر باستاني پارتيان » و « هنري كه از دوره مهرداد دوم » آغاز گرديد و تامين كننده ارتباط هنر هخامنشي و ساساني است .در هنر پارتي ارتباط بسيار نزديكي را با آثار يوناني ميبينيم و از دوره مهرداد دوم به بعد تاثير يونان به مراتب كم ميشود .در دوره اشكانيان ساخت تابوتهاي سفالين براي تدفين مردگان متداول بوده .
انواع سفالهاي بدون لعاب :
- سفالهاي مخطط : داراي نقوش هندسي ،خطوط شكسته متوازي و يا نيمهلاهاي بههم پيوسته
- سفالهاي با نقش قالب زده : ترنجهاي مرواريد با گلبرگهاي ساساني و مرغ
- سفالهاي با نقش افزوده : نقش بصورت جداگانه تهيه و بر جداره سفال افزوده شده
انواع سفالاي لعابدار :
- لعابدار ساده
- لعابدار با نقش كندهكاري شده
- لعابدار رنگين
در پاياندوره ساساني سفالينههاي معروف مينايي چندرنگ با نقوش تزييني و هندسي بوجود ميآيد .
در دوره ساساني فلزكاري رونق ميگيرد و سفال كمرونقتر ميشود ، اما از بين نميرود .
|
|
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2004-2009 © by brush
|